یادداشت؛
حرم رضوی، پناه اشکهای مردم پس از وداع
حرم مطهر امام رضا(ع) در لحظات پس از آیین تشییع و تدفین رهبر شهید، میزبان خیل زائرانی بود که با اشک، دعا و زمزمه صلوات، اندوه وداع را در سایه گنبد طلایی امام مهربانیها به نجوا نشستند.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، از لحظات پس از آیین تشییع و تدفین رهبر شهید، زائران و دلدادگان اهلبیت(ع) خود را به حرم مطهر امام رضا(ع) رساندند. بسیاری هنوز باور ندارند که مراسم وداع به پایان رسیده است و صحنهای حرم، لبریز از سکوتی است که گاه با زمزمه صلوات، تلاوت قرآن و اشکهای بیصدای زائران شکسته میشود.
گنبد طلایی همچنان میدرخشد، اما انعکاس اشکهای مردم، رنگی دیگر به این شب بخشیده است. پیرمردی با تسبیح در دست، آرام دعا میخواند؛ مادری کودک خود را در آغوش گرفته و برای عزت و سربلندی ایران اسلامی دست به دعا برداشته است. جوانانی که ساعتی پیش در آیین وداع حضور داشتند، اکنون در کنار پنجره فولاد و رواق دارالذکر، بیصدا چشم به ضریح دوختهاند و هر یک در خلوت دل خود، خاطرات سالهای همراهی و ارادت را مرور میکنند.
در گوشهوکنار صحنها، هر چهره روایتی از دلدادگی را در خود نهفته دارد. برخی در سکوت، نگاهشان را به گنبد دوختهاند و برخی دیگر با قرآن کوچکی در دست، آیاتی از کلامالله را زمزمه میکنند. اشکها بیهیاهو بر گونهها جاری است و هیچکس نیازی به سخن گفتن ندارد؛ گویی دلها با زبان دیگری با امام مهربانیها سخن میگویند. بسیاری نیز از امام رئوف(ع) میخواهند که میزبان و پذیرای مهمان تازهوارد حریم رضوی باشد و برای ملت ایران صبر، آرامش و استقامت مسئلت میکنند.
خادمان حرم نیز با چهرههایی اندوهگین اما آرام، در میان زائران رفتوآمد میکنند. عطر گلاب در فضای صحنها پیچیده و نوای نقارهخانه، مرهمی بر دلهای داغدار مردم شده است. کبوتران همچنان بر فراز گنبد طلایی پرواز میکنند؛ گویی آنان نیز روایتگر شبی هستند که مردم، دنیای پس از سیدعلی را با چشمانی اشکبار نظاره میکنند. صدای آرام صلوات، فضای حرم را آکنده از معنویت کرده و اشک و دعا در کنار یکدیگر، تصویری ماندگار از این شب رقم زده است.
با فرارسیدن شب، چراغهای صحنها روشنتر از همیشه میدرخشند، اما غم پنهان در نگاه زائران خاموش نمیشود و غربت سیدعلی را به تماشا نشستهاند. خانوادههایی که از شهرهای دور و نزدیک خود را به مشهد رساندهاند تا به زیارت و وداع با رهبرشان برسند، کنار یکدیگر نشستهاند؛ برخی دعا میخوانند، برخی صلوات میفرستند و برخی تنها به ضریح خیره ماندهاند؛ انگار هنوز در انتظار لحظهای هستند که این اندوه پایان یابد و دلهای داغدارشان اندکی آرام گیرد.
نسیم خنک شبانه، پرچم سبز گنبد را بهآرامی به حرکت درمیآورد و زمزمه «یا علیبنموسیالرضا(ع)» در فضای حرم میپیچد. هر قدمی که زائران در صحنهای نورانی برمیدارند، با دعایی برای آرامش، عزت و آینده ایران اسلامی همراه است. در این میان، هیچ تفاوتی میان پیر و جوان، زن و مرد دیده نمیشود؛ همه در پناه بارگاه امام هشتم(ع)، غم مشترک خود را با اشک و نیایش روایت میکنند و امید دارند که این سرزمین همچنان در سایه ایمان، وحدت و همدلی استوار باقی بماند.
مشهد دیگر تنها یک شهر نیست؛ دفتر خاطرات اشکهایی است که بیصدا بر زمین ریخت، دعاهایی که از دلهای شکسته برخاست و امیدی که مردم به ضریح امام رضا(ع) سپردند.
این روزها در حافظه مشهد و دلهای مردم ماندگار خواهد شد؛ روزهایی که این شهر مقدس، با سکوت، اشک و دعا، روایت دلدادگی مردمی را نوشت که آرامش دلهایشان را در سایه گنبد طلایی امام مهربانیها جستوجو کردند؛ روایتی از ایمان، عاشقی، وفاداری و پیوندی که هیچگاه از حافظه این شهر مقدس و عاشقان ولایت پاک نخواهد شد.
زینب لطیفی
فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!