حالت تاریک
چهارشنبه, 17 تیر 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
بدرقهٔ خورشید؛ از انتظار تا وداع
یادداشت؛

بدرقهٔ خورشید؛ از انتظار تا وداع

روایت از پیوندِ میانِ سیره و شخصیتِ رهبر و شکوهِ بدرقهٔ او؛ جایی که دستانِ امت، تجسمِ وفاداری به آرمان‌هایِ آن عزیزِ سفرکرده است.

به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»،همه چیز از سکوتِ آن اتاقِ ساده شروع شد؛ اتاقی که قابِ شیشه‌ای‌اش، آینهٔ تمام‌نمایِ مردی بود که عمرش را در ساده‌زیستی و صلابت سپری کرد. من در آن خلوت، فقط دلتنگِ یک عکس نبودم، من به سوگِ مردی نشسته بودم که کلامش، نقشه راهِ پرواز بود.

اما وقتی حافظه‌ام از قابِ اتاق به ازدحامِ خیابان‌ها پل می‌زند، صحنه تغییر می‌کند. آن تشییع، دیگر فقط یک وداعِ فیزیکی نبود؛ گویی تمامِ آن سال‌هایی که او با «کلامِ کبوتر گونه‌اش» ما را به قنوتِ روشنِ مهتاب دعوت می‌کرد، در آن روز به اوج رسید. هر دستی که تابوتِ او را لمس می‌کرد، گویی داشت به امانتِ خدا پاسخ می‌داد.

او که خود «پرده‌نشینِ رازهایِ نگفته» بود، در لحظهٔ وداع، پرده‌ها را کنار زد. آن دستانِ آسمانیِ امت که پیکرِ او را در تلاطمِ شوق بر دوش می‌کشیدند، همان‌هایی بودند که سال‌ها با نجوایِ او، مشقِ عشق کرده بودند. شخصیتِ او در آن لحظه، در «اربااربا» شدنِ دل‌هایِ منتظر متبلور شده بود؛ همان‌طور که همیشه از «شهیدِ لب‌تشنه» برایمان گفته بود، حالا خودش گویی در قامتِ آن اسطوره‌ها، به سفرِ ابدی می‌رفت.

ما با سنج و دمام، بر سینه می‌کوبیدیم و در هر ضرب‌آهنگ، یکی از ویژگی‌هایش را مرور می‌کردیم: شکوهِ ایستادگی‌اش، نجابتِ کلامش و همان آتشِ درونی که از ندیدهٔ دوست‌داشتنِ «امام‌زمان» در دل داشت. او که می‌گفت «شما من را نمی‌بینید و دوستم دارید»، خود اولین آموزگارِ این انتظار بود. تشییعِ او، امتحانِ نهاییِ شاگردانِ مکتبِ او بود؛ اینکه چقدر آموخته‌ایم در «بی او بودن»، همچنان «با او» بمانیم.

امروز، آن پیکرِ مطهر در دلِ خاک آرمیده، اما ردِ پایِ او در تمامِ «ندبه‌هایِ جمعه» جاری است. ما در این وداع، پیوندِ عمیقی را حس کردیم؛ پیوندِ میانِ کسی که راه را نشان داد و امتی که آموخت چگونه بدونِ او، مسیرِ ظهور را بپیماید.

می‌دانم، او دیگر در میانِ ما نیست تا غبارِ غفلت را از چشمانمان بزداید، اما وعدهٔ «سیبِ سرخِ خورشید» که همیشه از زبانِ او می‌شنیدیم، اکنون در رگ‌هایمان جاری است. ما به احترامِ آن شخصیتِ والا، از تشییعِ او تا دریاچهٔ سپیدِ ظهور، به انتظارِ کسی نشسته‌ایم که وعدهٔ صادقِ همان پیرِ فرزانه بود.

نویسنده: سید مهدی حسینی

فرهنگی بازنشسته

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!