یادداشت؛
هوش مصنوعی؛ تصمیم میگیرد، اما پاسخگو نیست؟
هوش مصنوعی وارد تصمیمهای مهم عمومی شده و در کنار افزایش کارایی، این پرسش اساسی را مطرح میکند که با حاکم شدن تصمیمهای الگوریتمی، مسئولیت پیامدها بر عهده چه کسی است؟
به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، هوش مصنوعی آرام و بیسر و صدا در حال ورود به تصمیمهای مهم عمومی است؛ از تخصیص خدمات و یارانهها تا رتبهبندی، نظارت و مدیریت منابع حیاتی. این تحول اگرچه ظرفیت بالایی برای افزایش کارایی و کاهش فساد دارد، اما یک پرسش بنیادین را پیش میکشد: وقتی تصمیم توسط الگوریتم گرفته میشود، مسئولیت نهایی آن بر عهده چه کسی است؟
مسئله اصلی هوش مصنوعی در حکمرانی، خطای فنی یا ضعف داده نیست. خطر واقعی از جایی آغاز میشود که قدرت تصمیمگیری از مسئولیتپذیری جدا شود. در چنین شرایطی، شهروند با تصمیمی مواجه میشود که نه منطق آن شفاف است و نه مسیر اعتراض مؤثری دارد.
اگر پاسخ آشنای «سیستم اینگونه تشخیص داده» به یک قاعده عمومی بدل شود، بنیان اعتماد عمومی و مشروعیت نهادهای اداری را به طور جدی تضعیف میکند.
تجربه جهانی نشان میدهد که پذیرش اجتماعی تصمیمها بیش از آنکه به دقت و سرعت ماشین وابسته باشد، به شفافیت، عدالت رویهای و امکان پاسخخواهی گره خورده است. حتی بهترین و سریعترین تصمیمها، اگر غیرقابل توضیح و غیرقابل اعتراض باشند، در چشم مردم مشروعیت خود را از دست میدهند.
در ایران، چالش اصلی در حوزه حکمرانی هوش مصنوعی کمبود فناوری نیست؛ مسئله، فقدان یک چارچوب روشن اخلاقی و حقوقی برای حکمرانی الگوریتمی است. ورود شتابزده فناوری به ساختارهای اداری، بدون تعریف دقیق زنجیره مسئولیت انسانی، میتواند احساس بیصدایی، نابرابری و بیاعتمادی را در میان شهروندان بهسرعت تشدید کند.
لزوم طراحی یک معماری اخلاقی برای حکمرانی هوش مصنوعی
راهحل، نه توقف فناوری است و نه پذیرش بیقیدوشرط آن. آنچه ضرورت دارد، طراحی یک معماری اخلاقی برای حکمرانی هوش مصنوعی است؛ معماریای که تضمین کند تصمیمهای ماشینی هرگز از کنترل انسانی خارج نشوند.
این معماری بر سه اصل بنیادین استوار است:
1. عاملیت انسانی: هر تصمیم مهم عمومی باید در نهایت به یک انسان پاسخگو و قابل شناسایی ختم شود.
2. عدالت رویهای: شهروند باید بداند تصمیم چگونه گرفته شده و مسیر اعتراض واقعی، شفاف و بدون پیچیدگی اداری داشته باشد.
3. پاسخگویی الگوریتمی: از نحوه جمعآوری دادهها تا خروجی نهایی الگوریتم، مسئولیتها باید شفاف و قابل پیگیری باشند.
امید اجتماعی پایدار زمانی شکل میگیرد که شهروند احساس کند نادیده گرفته نمیشود و تصمیمهایی که زندگی او را تحت تأثیر قرار میدهند، قابل فهم و قابل اصلاحاند. اگر چنین احساسی در جامعه از بین برود، اعتماد از نهادها عقبنشینی کرده و جامعه به روابط غیررسمی، رانت و واسطهگری پناه میبرد.
هوش مصنوعی میتواند به ابزاری قدرتمند برای ارتقای کیفیت حکمرانی و بازسازی اعتماد عمومی تبدیل شود، یا به عامل جدیدی برای تعمیق شکاف میان دولت و جامعه. انتخاب میان این دو مسیر، نه در کُدها، بلکه در نحوه حکمرانی بر خودِ هوش مصنوعی رقم میخورد.
پرسش نهایی روشن است:
آیا میخواهیم حکمرانی را هوشمند کنیم، یا فقط مسئولیتگریزی را مدرن؟
نویسنده: بهاری، کارشناس آسیبهای اجتماعی
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!