یادداشت؛
اغتشاش، از رسانه تا خیابان
بررسی اتفاقات اخیر نشان از جنگی ترکیبی به بهانه اعتراض به وضعیت اقتصادی است که ابتدا در میدان رسانه با تکنیکهای رسانهای شروع شد و در ادامه به صورت اغتشاشات وحشیانه به خیابانهای ایران رسید.
به گزارش گروه سیاسی پیاگاه خبری «تحلیلی شیرازه»، بررسی سیر تحولی تاریخ پر شکوه ایران اسلامی در دهههای اخیر نشان میدهد که اتفاقاتی که به نام اعتراض و اغتشاش و در این برهه زمانی به نام اعتراض به وضعیت معیشتی مطرح میشود پیچیدهتر از آن است که صرفاً به دلیل افزایش قیمت برخی اجناس و دلسوزی برخی افراد برای گروهی خاص از جامعه است.
به استناد حوادث تلخ روی داده در روزهای اخیر، اعتراض و اغتشاشات خیابانی تنها بخشی از برنامهریزیهایی است که توسط کشورهای بیگانه و سرویسهای اطلاعاتی آنها تدارک دیده شده بود و بخش عمده آن در میدان دیگری به نام رسانه از مدتها و حتی سالها قبل در حال انجام بوده است .
اغتشاشات قبل از شروع در کف خیابان، در رسانه شکل میگیرد، رسانهها به طور ویژه در ایامی که یک دستاورد عظیم و چشمگیر مانند توانمندی فضایی ایران بهسرعت در حال تبدیل شدن به تیتر یک خبرگزاریهای جهان است با استفاده از تکنیک جابهجایی آگاهانه دستور کار رسانهای (Agenda setting) توجهات را به سمت بحران و اعتراض سوق میدهند.
این بدان معناست که یک موفقیت بزرگ رخ میدهد؛ اما رسانهها ناگهان پر از هیجان، بحران و اعتراض میشوند. و نهتنها با کنارزدن آن موفقیت بلکه با تشدید شرایط بحرانی از طریق وایرال کردن محتواهای مربوط به اعتراضات از زاویهای که احساسات و هیجانات را برانگیخته میکند شروع به تحریک افراد جامعه علیالخصوص نوجوان و جوانان که در این عصر تحت تأثیر شدید فضای مجازی و شبکههای اجتماعی هستند میکنند؛ موفقیت فضایی در سیل اخبار منفی دفن میشود و دیده نمیشود و اثر روانی ندارد در مقابل، خشم، ترس و هیجان بدون نیاز به تحلیل و بهسرعت اثر روانی دارد و مانع تحلیل دقیق دستاوردهای مثبت میشود در این زمان رسانهها با تغییر چارچوب (Framing)
روایت غالب: «ایران علیرغم تحریمها پیشرفت کرده» را به روایت: «کشوری با بحران داخلی» تغییر میدهند حتی اگر خبر موفقیت حذف نشده باشد، اثر آن خنثی میشود.
در این زمان با کمک الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بحرانیترین محتوا از شرایط حتی بهدروغ و بدون منبع بهسرعت تمام پلتفرمها را اشباع میکنند و مخاطب با سطح سواد رسانهای کماحساس میکند همه چیز در حال تغییر است و او نقشی در این تغییرات نداشته، در مرحله بعد مأموریت اصلی سرویسهای اطلاعاتی بیگانه شروع میشود و آن مأموریت چیزی نیست جز اقناع مخاطب برای همراهی در کف میدان که خیابان است.
این مسیر از جابهجایی آگاهانه دستور کار رسانهای تا اقناع مخاطب برای حضور در اغتشاشات مرحله اصلی و عمدهٔ پیشنیاز جهت پیشبرد اهداف شوم سرویسهای اطلاعاتی کشوری نظیر آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی است که از طریق رسانه و فضای مجازی انجام میشود تا بتوانند با اعمالی نظیر کشتهسازیها و تخریب اموال مردم و اموال عمومی حس نارضایتی را در عموم مردم افزایش دهد و راه را برای حمله نظامی خود هموار کند.
لازم به ذکر است که امپراتوریهای دروغ مانند ایالات متحده و رژیم صهیونیستی درحالیکه از طریق جنگ رسانهای با تکنیکهای رسانهای و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی اهداف خود را پیش میبرند در گفتار خود در این رسانهها با سفیدشویی چهره خبیث خود از همراهی با مردم ایران سخن میگویند.
در گفتمان رسانهای رژیم صهیونیستی، تکرارِ جملهٔ «ما با مردم ایران همراهیم» همواره در فواصل تنشهای سیاسی و امنیتی، الگویی ثابت و راهبُردی داشته است. این جمله، ظاهراً بار انسانی و همدردی میآورد، اما در بافتِ اقدامات عملیاتی، همواره پیشدرآمدی برای حملاتی نظامی بوده که فارغ از تمایز میان غیرنظامی، نظامی یا مسئول، به مجموعهٔ جامعهٔ ایرانی آسیب وارد کرده است.
آخرین تجلی این الگو، در رخداد تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ رخ داد؛ روزی که پس از انتشار گستردهٔ بیانیههایی با محوریت «حمایت از مردم ایران» در رسانههای مرتبط با این رژیم، عملیاتی نظامی علیه اهدافی در خاک ایران انجام شد و منجر به کشته شدن همزمان شهروندان عادی، نیروهای نظامی و مقامات مرتبط گردید.
این همراهی در روزهای اخیر و اتفاقات مربوط به اعتراضات و اغتشاشات هم ملموس و قابل استناد است که با هدایت نیروهای نیابتی رژیم صهیونیستی اغتشاشگران نیروهای امنیتی را به طرز وحشیانهای به شهادت رساندند و به اموال عمومی را تخریب کردند و حتی به کودک سهساله رحم نکردند.
این تناقض بین سخن و عمل، نه یک خطای تاکتیکی، بلکه بخشی از برنامهریزی آگاهانه در جنگ روانی است. هدف، القای این باور مصنوعی است که «دشمن تنها با بخشی از نظام مخالف است»، در حالی که در عمل، هیچ تمایزی میان اجزای جامعهٔ ملی قائل نمیشود. چنین گفتمانی، میکوشد فضای درونی را دچار تردید، تعلل و تعلیق در تصمیمگیری کند - زیرا اگر شهروندی متقاعد شود که «دشمن با او مشکلی ندارد»، دیگر ممکن است در لحظهٔ بحران، در ایجاد همبستگی ملی، افشای اطلاعات، یا حمایت از مواضع دفاعی، تردید کند. این، در واقع، شکستی از درون است - بدون نیاز به حملهٔ وسیع.
در نهایت مسئله این نیست که اعتراض هست یا نیست، بلکه چه زمانی برجسته میشود و چه چیزی را میپوشاند و با چه اهدافی پیش میرود و هوشیاری رسانهای یعنی دیدن آنچه گفته نمیشود و تشخیص رقابت روایتها و اهداف رسانهها که جز با آموزش و تقویت سواد رسانهای عموم جامعه محقق نمیشود.
نویسنده: فیروزه دارا
مدرس سواد رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!