یادداشت؛
وقتی زن، ویترین طلای نمایشگاه شیراز میشود
نمایشگاه طلا و جواهر فارس در کنار فعالیت غرفهها، با حاشیه استفاده تبلیغاتی از زنان همراه شد؛ موضوعی که انتشار ویدئوهای آن در فضای مجازی، ضرورت نظارت بر شیوه تبلیغات نمایشگاهها را پررنگ کرده است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، نمایشگاه بینالمللی طلا، نقره، جواهرات، گوهرسنگها، ماشینآلات و تجهیزات وابسته، از ۲۸ مهرماه تا یکم آبانماه ۱۴۰۵ در نمایشگاه بینالمللی فارس برگزار شد؛ اما در حاشیه این رویداد، نحوه استفاده برخی غرفهها از زنان برای جلب توجه بازدیدکنندگان، به یکی از موضوعات قابل تأمل تبدیل شد.
زنانی با لباسهای محلی، آرایش و حجم قابل توجهی از زیورآلات طلا در مقابل یا ورودی برخی غرفهها حضور داشتند؛ حضوری که به نظر میرسید بخشی از شیوه تبلیغاتی برای متوقف کردن نگاه مخاطبان و کشاندن آنها به سمت غرفههاست.
اینجا یک پرسش جدی مطرح میشود: آیا زن در این شیوه تبلیغاتی، یک نیروی حرفهای است یا بخشی از ویترین تجاری؟
مسئله، حضور زنان در نمایشگاه یا استفاده از لباس محلی و زیورآلات نیست. زن میتواند مانند هر فرد دیگری در عرصه اقتصادی، تجاری و تبلیغاتی فعالیت کند. مسئله از جایی آغاز میشود که هویت، تخصص و توانمندی زن به حاشیه میرود و ظاهر او به ابزار اصلی جلب توجه تبدیل میشود.
مرز باریک تبلیغ و استفاده ابزاری
در دنیای تبلیغات، جلب توجه مخاطب یک اصل شناختهشده است؛ اما هر شیوهای برای جلب توجه را نمیتوان حرفهای و قابل دفاع دانست.
وقتی برای معرفی یک قطعه طلا، به جای توضیح درباره طراحی، کیفیت، ساخت و ویژگیهای محصول، از حضور زن و ظاهر او به عنوان عامل اصلی جذب مخاطب استفاده میشود، این سؤال ایجاد میشود که در حقیقت چه چیزی در حال عرضه است؛ طلا یا تصویر زن؟
تبلیغات قرار است محصول را برجسته کند، نه اینکه انسان را به بخشی از دکوراسیون و ویترین تبدیل کند.
اگر قرار است زنی در یک غرفه حضور داشته باشد، چرا از توانایی او در معرفی محصول، توضیح درباره طراحی، شناخت گوهرسنگها، بازاریابی یا ارتباط با مشتری استفاده نشود؟ چرا باید نقش او تا ایستادن مقابل غرفه و جلب نگاه رهگذران تقلیل پیدا کند؟
این نوع نگاه، نهتنها با مفهوم کرامت انسانی سازگار نیست، بلکه میتواند تصویری نادرست از نقش زن در فضای اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند.
زن، کالا نیست
یکی از مهمترین آسیبهای تبلیغات مبتنی بر ظاهر این است که به مرور، انسان را از یک شخصیت دارای هویت به یک «عنصر بصری» تبدیل میکند.
در چنین رویکردی، ارزش زن نه به تخصص، مهارت، تجربه و توانایی او، بلکه به میزان جلب توجه ظاهرش وابسته میشود.
این همان نقطهای است که باید نسبت به آن حساس بود.
نمیتوان از یک سو درباره ضرورت افزایش حضور زنان در عرصههای اقتصادی و اجتماعی سخن گفت و از سوی دیگر، در یک رویداد تجاری، نقش زن را تا حد یک ابزار تبلیغاتی تقلیل داد.
اگر قرار است زنان در صنعت و اقتصاد دیده شوند، باید با توانمندی و تخصصشان دیده شوند، نه صرفاً با ظاهرشان.
لباس محلی؛ هویت فرهنگی یا ابزار جلب توجه؟
استفاده از لباسهای محلی در یک نمایشگاه، فینفسه مسئلهای ندارد؛ اما وقتی پوشش محلی در کنار آرایش و نمایش حجم زیادی از طلا، صرفاً به عنوان ابزاری برای جلب نگاه استفاده شود، این پرسش مطرح میشود که آیا واقعاً از فرهنگ و هویت ایرانی استفاده شده یا تنها ظاهر آن به خدمت تبلیغات درآمده است؟
لباس محلی بخشی از هویت فرهنگی اقوام ایرانی است و استفاده از آن میتواند همراه با معرفی تاریخ، هنر و پیشینه آن باشد.
اما اگر تنها کارکرد آن، افزایش جذابیت ظاهری یک غرفه باشد، از یک ظرفیت فرهنگی به یک ابزار تبلیغاتی تقلیل پیدا کرده است.
وقتی یک تبلیغ، راهی فضای مجازی میشود
موضوع زمانی حساستر میشود که تصاویر و ویدئوهای مربوط به حضور این بانوان با حجم قابل توجهی از طلا و زیورآلات، در فضای مجازی منتشر و بازتاب پیدا میکند.
آنچه شاید در ابتدا صرفاً یک شیوه تبلیغاتی برای یک غرفه بوده، با انتشار ویدئوها دیگر محدود به فضای نمایشگاه باقی نمیماند و در معرض دید هزاران کاربر قرار میگیرد.
در این مرحله، موضوع فقط به سلیقه یک غرفهدار مربوط نیست؛ بلکه پای اعتبار یک رویداد عمومی و نحوه نظارت بر فعالیتهای تبلیغاتی در محیطهای نمایشگاهی نیز به میان میآید.
نمایشگاهها در محیط عمومی برگزار میشوند و برگزارکنندگان آنها نمیتوانند نسبت به نحوه تبلیغ و محتوایی که از فضای نمایشگاه تولید و منتشر میشود، کاملاً بیتفاوت باشند.
دستگاههای مسئول کجا هستند؟
بازتاب این تصاویر در فضای مجازی، یک سؤال مهم را پیش روی دستگاههای مسئول قرار میدهد: چه نظارتی بر نحوه تبلیغات غرفهها در نمایشگاهها وجود دارد؟
آیا هر غرفهدار میتواند صرفاً با هدف افزایش مراجعهکننده، هر شیوهای را برای تبلیغات انتخاب کند؟
آیا چارچوب مشخصی برای استفاده از نیروی انسانی، مدلهای تبلیغاتی و نحوه نمایش افراد در محیطهای عمومی وجود دارد؟
و اگر چنین ضوابطی وجود دارد، سازوکار نظارت و برخورد با موارد خارج از چارچوب چیست؟
انتظار میرود دستگاههای متولی برگزاری و نظارت بر نمایشگاهها، نسبت به این موضوع بیتفاوت نباشند و برای نحوه تبلیغات غرفهها، بهویژه در رویدادهایی که مخاطب عمومی دارند، ضوابط روشن و قابل اجرا داشته باشند.
نظارت به معنای حذف زنان از فضای اقتصادی یا تبلیغاتی نیست؛ بلکه اتفاقاً میتواند به معنای حفظ شأن زنان و جلوگیری از تبدیل آنها به ابزار تبلیغاتی باشد.
نمایشگاه جای خلاقیت است، نه ویترین انسانی
اگر یک برند برای جلب مشتری تنها به ظاهر افراد متوسل شود، شاید بتواند برای چند لحظه توجه مخاطب را به خود جلب کند؛ اما این شیوه، نشانه خلاقیت تبلیغاتی نیست.
تبلیغات حرفهای یعنی اینکه یک برند بتواند با طراحی، ایده، کیفیت محصول و هویت خود در ذهن مخاطب ماندگار شود.
صنعت طلا و جواهر به اندازه کافی جذابیت بصری دارد و برای دیده شدن نیازی به تبدیل انسان به دکور ندارد.
غرفهها میتوانند با ایدههای خلاقانه، طراحی متفاوت، معرفی محصولات خاص و روایت داستان برند، مخاطب را جذب کنند. اگر تمام توان تبلیغاتی یک غرفه به حضور یک زن در ورودی آن خلاصه شود، باید درباره کیفیت و خلاقیت آن تبلیغ نیز پرسش کرد.
کرامت زن، ابزار جذب مشتری نیست
در نهایت، بحث بر سر مخالفت با حضور زنان در نمایشگاهها نیست؛ اتفاقاً زنان باید در عرصههای اقتصادی و تخصصی حضوری پررنگ داشته باشند.
اما این حضور باید با هویت، تخصص، توانمندی و شأن انسانی آنها تعریف شود.
زنی که طراح، تولیدکننده، مدیر، کارآفرین، گوهرشناس یا کارشناس این صنعت است، میتواند نماینده واقعی توانمندی زنان در صنعت طلا و جواهر باشد.
تبدیل زن به ابزاری برای متوقف کردن نگاه رهگذران، نه کمکی به جایگاه زن میکند و نه الزاماً به اعتبار یک برند میافزاید.
نمایشگاهها محل معرفی توانمندیهای اقتصادی و تجاری هستند و انتظار میرود تبلیغات در این فضا نیز در چارچوبی حرفهای و مسئولانه انجام شود.
بازتاب تصاویر و ویدئوهای این نمایشگاه در فضای مجازی، فرصتی است تا یک بار دیگر درباره مرز میان تبلیغات و استفاده ابزاری از انسان فکر کنیم.
مسئولان برگزاری نمایشگاهها و دستگاههای نظارتی نیز باید این موضوع را جدی بگیرند؛ چراکه بیتفاوتی نسبت به چنین شیوههایی میتواند به عادی شدن استفاده ابزاری از زنان در فضاهای تجاری منجر شود.
زن، ویترین نیست؛ انسان است. و کرامت او نباید هزینه جلب چند نگاه و جذب چند مشتری شود.
نویسنده: هانیه سادات فاطمی
خبرنگار و فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!