یادداشت؛
وظایف بر زمینمانده در حوزه حجاب
یادداشت پیشرو با استناد به بیانیه گام دوم، بر لزوم اصلاح منش رسانهای دولت، حمایت اقتصادی از تولیدات فاخر و مقابله هوشمندانه با کانونهای ضداخلاق بهعنوان سنگر تمدنسازی تأکید دارد.
به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، متاسفانه، آنچه در رسانههای داخلی به ویژه صدا و سیما در حوزه حجاب و عفاف تولید میشود اغلب با ادبیاتی قدیمی، کلیشهای و شعاری فاقد جذابیت و نفوذ لازم در مخاطب جوان است این تولیدات معمولا در یکی از دو الگوی زیر گرفتار میآیند:
الگوی نخست: حجاب به مثابه تکلیف صرف
در این الگو، حجاب صرفا به عنوان یک دستور شرعی یا یک قانون حکومتی معرفی میشود بدون آنکه به دلایل عقلانی و فواید اجتماعی آن پرداخته شود این الگو با مخاطبی که دغدغه چرایی و چگونگی زیست عفیفانه دارد ارتباط مؤثری برقرار نمیکند.
الگوی دوم: حجاب به مثابه مانع پیشرفت
در این الگو که معمولا در آثار سینمایی و سریالهای ناموفق دیده میشود و زن محجبه به عنوان شخصیتی منفعل، سنتی و عقبمانده ترسیم میشود و در مقابل، زن بیحجاب به عنوان نماد مدرنیته و پیشرفت معرفی میگردد این بازنمایی نادرست نه تنها به ترویج حجاب کمک نمیکند بلکه به تثبیت کلیشههای دشمن در ذهن مخاطب دامن میزند.
راهبرد فرامتنی پیشنهادی، حرکت به سمت روایت زیستشده است، یعنی تولید آثاری که در آنها زن محجبه، در متن زندگی روزمره، در عرصههای علم، ورزش، سیاست، هنر و اقتصاد، به عنوان یک فاعل فعال و موفق به تصویر کشیده شود، آثاری که نشان دهند حجاب، نه مانع پیشرفت، که بستر کرامت برای حضور عزتمندانه در جامعه است، نمونههای موفق این روایت، زنان قهرمانی هستند که با چادر بر سکوی جهانی ایستادهاند و به دنیا نشان دادهاند که میتوان در اوج دیدهشدن، حریم داشت و در اوج رقابت، کرامت را فدای مد نکرد.
وظایف بر زمینمانده دولت در سیاستگذاری رسانهای
بیانیه گام دوم انقلاب به صراحت بر سه وظیفه اصلی حکومتها در گسترش اخلاق و معنویت تأکید دارد منش اخلاقی خود، زمینهسازی برای رواج آن در جامعه و ستیز معقول با کانونهای ضد اخلاق در حوزه رسانه، این سه وظیفه به شرح زیر قابل تعریفاند:
۱. منش رسانهای دولت
دولت پیش از آنکه از جامعه انتظار رعایت حجاب و عفاف داشته باشد باید خود در عرصه رسانه اسوه عملی این فرهنگ باشد یعنی نه تنها اعضای هیئت دولت و خانوادههای آنها باید مقید به رعایت دقیق پوشش اسلامی باشند بلکه رسانههای دولتی نیز باید از هرگونه بازنمایی نادرست زن به عنوان ابژه جلوهگری پرهیز کنند و خود الگویی از زیست عفیفانه ارائه دهند
۲. زمینهسازی رسانهای
دولت از طریق مشوقهای اقتصادی و قانونی باید زمینه را برای تولید محتوای فاخر در حوزه عفاف و حجاب فراهم آورد:
- حمایت مالیاتی از تولیدات عفافمحور، وزارت اقتصاد مکلف است هزینههای تولید فیلمها، سریالها، مستندها و پویانماییهایی را که با محوریت حمایت از خانواده و فرهنگ عفاف تولید میشوند به عنوان هزینه قابل قبول مالیاتی بپذیرد این اقدام با ارائه مشوقهای اقتصادی، تولیدکنندگان را ترغیب میکند تا محتوایی تولید کنند که مروج الگوی غربی نباشد.
- نظام رتبهبندی محصولات فرهنگی، وزارت ارشاد مکلف به طراحی نظام جامع رتبهبندی محتوای محصولات فرهنگی بر مبنای شاخصهای عفاف و حجاب است در این نظام حمایتهای مادی و معنوی و میزان برخورداری از امتیازات و یارانهها، متناسب با رتبهبندی هر محصول اعمال میشود این مکانیزم، ناشران و تولیدکنندگان را نسبت به تولید آثاری که روح حاکم بر آنها سبک زندگی غربی است، محتاطتر میسازد.
- حمایت از پیامرسانهای داخلی، دولت باید با حمایت جدی از پیامرسانهای داخلی مانند روبیکا، بستری امن و متناسب با فرهنگ ایرانی–اسلامی برای حضور کاربران ایرانی فراهم آورد شبکههایی که محیطی شبیه به اینستاگرام دارند میتوانند نیاز جامعه به تصویرپایه را در چارچوب ارزشهای دینی برطرف سازند و در عین حال از هویت ملی و استقلال فرهنگی کشور محافظت کنند.
۳. ستیز معقول با کانونهای ضد اخلاق در رسانه
این حوزه بیش از هر چیز نیازمند هوشمندی و دقت راهبردی است برخی از اقدامات سلبی ضروری عبارتاند از:
- مقابله با سلبریتیهای هنجارشکن، تبلیغ پوشاک ممنوع، جرم تلقی شده و برای آن مجازاتهای سنگین مالی، ممنوعیت خروج از کشور و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی در نظر گرفته شده است همچنین سفارشدهندگان تبلیغات نیز به شدت جریمه میشوند که این امر برندهای تجاری را ملزم به خودداری از همکاری با سلبریتیهای هنجارشکن میکند.
- مسئولیت سکوهای کاربرمحور این سکوها، صراحتا مسئول محتوای منتشرشده فیلم، سریال، تبلیغات دانسته شدهاند، در صورت انتشار محتوای مغایر با فرهنگ اسلامی، سکو موظف به حذف آن است و در غیر این صورت، با جریمههای سنگین کسر درصدی از کل سود سالانه مواجه میشود، این سازوکار، سکوها را وادار میکند برای حفظ سود اقتصادی، فیلترهای اخلاقی سختگیرانهای را اعمال کنند.
- اشراف اطلاعاتی بر هستههای سازمانیافته، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه مکلف به اشراف بر فضای مجازی و شناسایی هستههای سازمانیافتهای شدهاند که به ترویج فساد و فحشا میپردازند این بند مسئله را از سطح جرایم خرد و شخصی به سطح تهدیدات ملی ارتقا میدهد.
از تفکیک جریانها تا سیاست رسانهای عاقلانه
یکی از مهمترین ظرایف راهبردی در این حوزه تفکیک دقیق میان جریانهای مختلف در فضای رسانه است:
- براندازان آگاه کسانی که با نیت براندازی نظام سیاسی، از مسئله حجاب به عنوان بهانه استفاده میکنند مواجهه با این جریان، در چارچوب امنیتی و قضایی تعریف میشود و رسانههای داخلی باید با تولید محتوای مستند و روشنگر، توطئههای آنها را افشا کنند.
- جاهلان گرفتار التذاذ شخصی افرادی که نه با نیت سیاسی که صرفا از سر ناآگاهی یا تأثیرپذیری از تبلیغات رسانهای دشمن به سمت بیحجابی گرایش پیدا کردهانداین گروه نیازمند آموزش، تبیین عقلانی و ارائه الگوهای عملی جذاب در رسانههاست تا با اقناع فکری، به سمت عفاف داوطلبانه هدایت شوند.
- خواص شبههآفرین، گروهی از روشنفکران، روزنامهنگاران و حتی روحانیون که با طرح عبارت حجاب اجباری، عملاً خط دشمن را دنبال میکنند این جریان با ادبیات علمی و نقد منصفانه باید به چالش کشیده شود و مغالطههای آنها در یکسانانگاری احکام فردی و عمومی در رسانههای جمعی آشکار گردد.
- این تفکیک، مانع از آن میشود که نظام با یک نسخه واحد با تمام این جریانها برخورد کند و دچار افراط یا تفریط گردد سیاست رسانهای عاقلانه سیاستی است که بر اساس تشخیص دقیق موقعیت هر جریان برای هر گروه راهبرد متناسب خود را طراحی کند.
رسانه، سنگر تمدنسازی
در مجموع آنچه از این واکاوی فرامتنی برمیآید تصویری از رسانه به مثابه سنگر تمدنسازی است سنگری که در آن نه تنها از هویت زن مسلمان در برابر تهاجم تمامعیار دشمن پاسداری میشود بلکه معنای نوینی از کرامت، عفاف و حضور اجتماعی زن برای نسل جدید تولید و تثبیت میگردد.
پیروزی در این سنگر مستلزم حرکت از شعار به راهبرد است، راهبردی که در آن:
- تمایز مفهومی حجاب و عفاف به عنوان مبنای سیاستگذاری رسانهای پذیرفته میشود و به جای بازنمایی صرف تصویر حجاب به روایت عفاف زیسته پرداخته میشود.
- تفکر فعال جایگزین انفعال تقلیدی میشود و به جای سازگاری کورکورانه با پدیدههای رسانهای بیگانه به طراحی جایگزینهای بومی و تولید محتوای رقابتی در تراز جهانی روی آورده میشود.
- دولت به وظایف بر زمین مانده خود در سه حوزه منش، زمینهسازی و ستیز معقول به صورت هوشمندانه و مسئولانه عمل میکند.
- و در نهایت امنیت فرهنگی جامعه در چارچوب کرامت، استقلال و معنای انقلابی آن از طریق بازتعریف مفهوم امنیت در رسانهها، تحکیم میبخشد.
رسانه در این نگاه نه یک ابزار تزئینی که میدان اصلی نبرد هویتی است هر برندهای در این میدان به معنای پیشروی یک تمدن و هر عقبنشینیای به معنای گشوده شدن جبهههای دیگر خانواده، اخلاق، اقتصاد و حتی امنیت ملی خواهد بود و این همان افق گمشده گفتمان انقلاب در حوزه زن و خانواده است افقی که نیل به آن نیازمند جهاد تبیین، تدبیر راهبردی، تولید محتوای فاخر، و عزم ملی در تراز یک تمدن رسانهای قدرتمند است.
نویسنده: حکیمه قنبری
فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!