حالت تاریک
یکشنبه, 29 شهریور 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
از همزیستی اقوام هخامنشی تا حافظه تاریخی ایرانیان
تخت‌جمشید؛ جایی که «ایران» در سنگ روایت شد

از همزیستی اقوام هخامنشی تا حافظه تاریخی ایرانیان

سرپرست موزه تخت‌جمشید با تأکید بر اینکه این مجموعه باستانی را نمی‌توان صرفاً یک اثر تاریخی دانست، گفت: تخت‌جمشید یکی از مهم‌ترین اسناد هویت و حافظه تاریخی ایران است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، فارس را نمی‌توان تنها با مرزهای جغرافیایی امروز آن تعریف کرد؛ این سرزمین یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های تاریخی و فرهنگی ایران است؛ جایی که بخش‌هایی از حافظه تاریخی، زبان، هنر، ادبیات و هویت ایرانی در طول قرن‌ها در آن شکل گرفته و تداوم یافته است. از تخت‌جمشید و پاسارگاد تا شهر شیراز و از سعدی و حافظ تا میراث دوره‌های هخامنشی، ساسانی و پس از آن، فارس همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از روایت بزرگ ایران بوده است.

در میان این میراث، تخت‌جمشید جایگاهی متفاوت دارد؛ زیرا این مجموعه را می‌توان نه فقط یک اثر باستانی، بلکه یکی از مهم‌ترین اسناد تصویری برای مطالعه هویت تاریخی ایران دانست. سنگ‌های تخت‌جمشید تنها روایتگر شکوه یک حکومت نیستند؛ بر دیواره‌های آن، مردمانی از سرزمین‌ها و فرهنگ‌های گوناگون در کنار یکدیگر نقش بسته‌اند؛ هر یک با پوشش، چهره، ویژگی‌های فرهنگی و هدایای خود، اما در چارچوب یک نظم و ساختار مشترک.

تخت‌جمشید از این منظر، نقطه‌ای مهم برای بازخوانی نسبت میان هویت فارس و هویت ملی ایرانی است. فارس در این روایت، نه مفهومی جدا از ایران، بلکه یکی از سرچشمه‌های مهم شکل‌گیری و تداوم فرهنگ ایرانی است؛ سرزمینی که میراث آن در دوره‌های مختلف تاریخی، از ایران باستان تا ایران فرهنگی و ادبی، در گستره‌ای فراتر از مرزهای جغرافیایی فارس امتداد یافته است.

نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید، تصویری از مردمانی متفاوت ارائه می‌کنند که در یک روایت تاریخی مشترک کنار هم قرار گرفته‌اند. از همین‌جاست که می‌توان تخت‌جمشید را به‌عنوان «تصویر سنگی یک جهان متنوع» خواند؛ تصویری که در آن تفاوت اقوام و سرزمین‌ها در کنار عناصر مشترک سیاسی، فرهنگی و تاریخی دیده می‌شود.

این بنا امروز نیز برای ایرانیان تنها مجموعه‌ای از ستون‌ها و سنگ‌نوشته‌های باستانی نیست. تخت‌جمشید بخشی از حافظه تاریخی ملتی است که گذشته خود را در آن بازمی‌شناسد؛ حافظه‌ای که از فارس آغاز می‌شود، اما در روایت بزرگ‌تر خود به مفهوم ایران می‌رسد.

 تخت‌جمشید برای بسیاری از ایرانیان نامی آشناست؛ اما پشت ستون‌ها، کتیبه‌ها و نقش‌برجسته‌های آن، روایتی فراتر از معماری یک مجموعه باستانی نهفته است؛ روایتی درباره سرزمین، قدرت، هنر، تنوع اقوام و حافظه تاریخی.

 مجتبی درودی، در گفت‌وگویی به بررسی جایگاه تخت‌جمشید در شکل‌گیری و بازخوانی مفهوم هویت ایرانی پرداخته است؛ گفت‌وگویی که از ایران هخامنشی آغاز می‌شود و به پرسش‌هایی درباره ایران امروز، تنوع فرهنگی و نسبت گذشته با هویت معاصر می‌رسد.

وی در ابتدای این گفت‌وگو با اشاره به گستردگی مفهوم هویت ملی ایرانی اظهار کرد: وقتی درباره هویت ملی ایرانی و سرزمین ایران صحبت می‌کنیم، عناصر متعددی وجود دارند که باید مورد بررسی قرار گیرند؛ از مفاهیم هنری و ادبی گرفته تا تاریخی، دینی و باستان‌شناسی که در مجموع می‌توان از آنها با عنوان فرهنگ ایران‌زمین یاد کرد.

سرپرست موزه تخت‌جمشید و استاد مدعو دانشگاه شیراز و دانشگاه هنر شیرازتخت‌جمشید را یکی از خاص‌ترین شناسنامه‌های هویتی ایران دانست و افزود: این بنای کهن، پیش از هر چیز نشانی از اقتدار و هنر مدیریت ایرانی و بنایی با ساختاری جهانی است.

تخت‌جمشید؛ تصویر یک جهان متنوع

 مجتبی درودی با اشاره به نقش‌برجسته‌های این مجموعه گفت: در تخت‌جمشید اقوام و سرزمین‌های مختلفی را می‌بینیم که در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شده‌اند.

وی افزود: در تالار آپادانا، معروف به تالار هدیه‌آوران، هیئت‌هایی از سرزمین‌های مختلف در حال حرکت به سوی مرکز قدرت هخامنشی دیده می‌شوند. این نقش‌ها، علاوه بر ارزش هنری و تاریخی، اطلاعات مهمی درباره پوشش، آرایش و ویژگی‌های فرهنگی مردمان آن روزگار در اختیار ما قرار می‌دهند.

سرپرست موزه تخت‌جمشید گفت: پژوهش‌های تاریخی نیز نقش‌برجسته‌های آپادانا را شامل ۲۳ هیئت از سرزمین‌های تابع یا مرتبط با امپراتوری هخامنشی می‌دانند که هدایایی را به حضور شاه می‌آورند.

درودی بر همین اساس معتقد است تخت‌جمشید را می‌توان از منظر «تنوع در دل یک ساختار سیاسی» نیز مطالعه کرد؛ البته این مفهوم را باید با احتیاط تاریخی و بدون یکی دانستن ساختار سیاسی هخامنشی با دولت-ملت مدرن امروز بررسی کرد.

وی همچنین درباره اهمیت زبان در شناخت هویت تاریخی ایران گفت: «زبان فارسی باستان در کتیبه‌های هخامنشی برای ما ثبت شده و همین کتیبه‌ها یکی از مهم‌ترین اسناد برای شناخت مراحل تاریخی زبان‌های ایرانی هستند.»

سرپرست موزه تخت‌جمشید میگوید: از منظر زبان‌شناسی تاریخی، فارسی باستان را بهتر است یکی از زبان‌های ایرانی باستان و یکی از مراحل تاریخی زنجیره تحول زبان‌های ایرانی دانست، نه اینکه آن را به‌صورت ساده و مستقیم معادل فارسی امروز تلقی کنیم. کتیبه‌های فارسی باستان در تخت‌جمشید، بیستون، نقش‌رستم، شوش و دیگر نقاط از مهم‌ترین منابع شناخت این زبان هستند.

از هخامنشیان تا امروز؛ یک نام با چند معنای تاریخی

درودی در پاسخ به این پرسش که «ایران» در دوره هخامنشی چه معنایی داشت، بر ضرورت تفکیک مفاهیم تاریخی تأکید کرد و گفت: «واژه‌ای که ما امروزه با عنوان ایران می‌شناسیم، به‌صورت مشخص در دوره ساسانی در کتیبه‌ها ظهور می‌کند؛ با این حال، در کتیبه‌های هخامنشی واژه ariya دیده می‌شود که به هویت ایرانی در معنای تاریخی آن ارتباط دارد.

وی ادامه داد: بنابراین باید میان مفهوم ایران در دوره‌های مختلف تاریخی تفاوت قائل شد؛ اما در عین حال، نمی‌توان پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان این دوره‌ها را نادیده گرفت. 

سرپرست موزه تخت‌جمشید در این خصوص گدر منابع تخصصی نیز در کتیبه‌های هخامنشی، داریوش خود را در کنار عناوین سلطنتی، «پارسی» و «آریایی» معرفی می‌کند و سرزمین‌ها و مردمان گوناگون قلمرو خود را برمی‌شمارد. این شواهد، برای مطالعه مفهوم هویت و قلمرو سیاسی در جهان هخامنشی اهمیت ویژه‌ای دارند.

«ایران» هخامنشی را نباید با دولت-ملت امروز یکی گرفت  

درودی در بخش دیگری از سخنان خود درباره تفاوت مفهوم ایران در دوره هخامنشی با مفهوم ایران به‌عنوان یک دولت-ملت مدرن گفت: «باید مراقب باشیم مفاهیم امروزی را عیناً به گذشته تحمیل نکنیم.

وی افزود: گذشته نباید قبله آمال ما شود. گذشته تکیه‌گاهی برای حرکت به سوی آینده است. گذشته اصالت و شناسنامه است، اما باید با اقدام عملی و نه با خیال‌پردازی، از آن برای حرکت به سوی آینده استفاده کرد.

این بخش از سخنان او یکی از نکات مهم در خوانش تاریخی تخت‌جمشید است؛ اینکه این مجموعه را نه صرفاً با عینک افتخار تاریخی و نه صرفاً به‌عنوان بقایای یک امپراتوری، بلکه به‌عنوان سندی برای مطالعه ساختار سیاسی، فرهنگی و هنری جهان باستان ببینیم.

وحدت در عین تنوع؛ پیام نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید

درودی در پاسخ به این پرسش که آیا در آثار تخت‌جمشید نشانه‌ای از هویتی مشترک فراتر از تفاوت‌های قومی و جغرافیایی دیده می‌شود، گفت: زبان، فرهنگ، ساختار سیاسی و حضور اقوام مختلف در یک مجموعه، همه از عناصری هستند که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرند.

وی ادامه داد: تخت‌جمشید به ما نشان می‌دهد که در یک ساختار بزرگ سیاسی، گروه‌ها و مردمان متنوعی می‌توانستند در کنار یکدیگر حضور داشته باشند.

این برداشت با آنچه در پژوهش‌های موزه‌ای و تاریخی درباره نقش‌برجسته‌های آپادانا آمده، همخوان است؛ در این آثار، نمایندگان مناطق مختلف با پوشش‌ها و ویژگی‌های متمایز خود به تصویر کشیده شده‌اند و همین تفاوت‌ها بخشی از پیام تصویری مجموعه را شکل می‌دهد.

کتیبه‌ها؛ صدای ایران باستان از دل سنگ

به گفته سرپرست موزه تخت‌جمشید، یکی از مهم‌ترین راه‌های شناخت جهان هخامنشی، خواندن کتیبه‌های برجای‌مانده از آن دوره است.

درودی با اشاره به کتیبه‌های داریوش در بیستون و دیگر نقاط گفت: «ما در کتیبه‌ها با تصویری از ساختار قدرت، قلمرو و هویت سیاسی هخامنشی روبه‌رو هستیم، کتیبه بیستون نیز از مهم‌ترین اسناد جهان باستان محسوب می‌شود؛ این کتیبه به سه زبان فارسی باستان، عیلامی و بابلی نوشته شده و نقش مهمی در رمزگشایی خط میخی داشته است.

وی همچنین به کتیبه‌های داریوش در مصر اشاره کرد و آن را نمونه‌ای از گستره جغرافیایی حکومت هخامنشی دانست. کتیبه‌های مربوط به کانال داریوش در مصر نیز از پروژه ایجاد آبراهی میان نیل و دریای سرخ خبر می‌دهند و به روشنی نشان‌دهنده گستره فعالیت‌های حکومتی داریوش در خارج از فلات ایران هستند.

تخت‌جمشید؛ شاهکار هنری و سند فرهنگی

سرپرست موزه تخت‌جمشید در ادامه با اشاره به ویژگی‌های هنری این مجموعه، «نظم» را یکی از برجسته‌ترین عناصر موجود در معماری و نقوش تخت‌جمشید دانست و گفت: صف‌های منظم بلندپایگان و هدیه‌آورندگان، تقارن نقش‌ها و جزئیات دقیق آثار، همگی از یک نظم بصری و هنری کم‌نظیر حکایت می‌کنند.

درودی با اشاره به نقش گیاهان و نمادهای طبیعی در هنر هخامنشی افزود: «نقش سرو و نخل نیز در هنر این دوره بارها دیده می‌شود و هر یک می‌تواند موضوع مطالعه‌ای مستقل باشد.

تخت‌جمشید از این منظر تنها مجموعه‌ای از ساختمان‌ها نیست؛ بلکه ترکیبی از معماری، پیکرتراشی، کتیبه، نمادپردازی و سنت‌های هنری گوناگون است. پژوهش‌ های هنری نیز هنر هخامنشی را حاصل ترکیبی از سنت‌های هنری مختلف در قلمرو وسیع این امپراتوری دانسته‌اند.

فارس؛ بخشی از روایت بزرگ‌تر ایران

وی در ادامه این گفت‌وگو با پرداختن به جایگاه فارس در هویت ایرانی اظهار کرد: «استان فارس را می‌توان یکی از مهم‌ترین کانون‌های تاریخی و فرهنگی ایران دانست؛ سرزمینی که هم در تاریخ سیاسی ایران نقش برجسته‌ای داشته و هم در عرصه فرهنگ و ادب، چهره‌هایی چون حافظ، سعدی، سیبویه و شیخ روزبهان را پرورش داده است.

سرپرست موزه تخت‌جمشید افزود: فارس از یک سو با میراث هخامنشی و ساسانی پیوند دارد و از سوی دیگر در دوره‌های تاریخی مختلف، از آل‌بویه تا زندیه، شاهد شکل‌گیری و گسترش حکومت‌ها و جریان‌های مهم سیاسی و فرهنگی بوده است.

به اعتقاد درودی، شناخت هویت فارس بدون قرار دادن آن در متن تاریخ ایران امکان‌پذیر نیست؛ همان‌طور که شناخت ایران نیز بدون توجه به سهم فارس در تاریخ، زبان، ادبیات و میراث فرهنگی آن کامل نخواهد بود.

گذشته؛ شناسنامه، نه مقصد

وی در پاسخ به این پرسش که نسل امروز چه چیزی باید از تخت‌جمشید بیاموزد، بر اهمیت پیوند میان شناخت گذشته و ساختن آینده تأکید کرد و گفت: عشق به خاک و میهن، نظم، تلاش برای آبادانی و از همه مهم‌تر مقاومت و پایداری در برابر ناملایمات، از جمله مفاهیمی است که می‌توان در خوانش تخت‌جمشید به آنها توجه کرد.

سرپرست موزه تخت‌ جمیشید در عین حال تأکید کرد: گذشته تکیه‌گاهی برای حرکت به سوی آینده است. نباید در حسرت گذشته متوقف شد.این نگاه، تخت‌جمشید را از یک «اثر متعلق به گذشته» به موضوعی برای گفت‌وگو درباره امروز تبدیل می‌کند؛ اینکه چگونه یک جامعه می‌تواند میراث تاریخی خود را بشناسد، از آن حفاظت کند و در عین حال گرفتار بازسازی ساده‌انگارانه گذشته نشود.

حفاظت از تخت‌جمشید؛ حفاظت از یک سند تاریخی

درودی در پایان با اشاره به تداوم تاریخی تخت‌جمشید گفت: این بنا با وجود آسیب‌های طبیعی و انسانی متعدد، خود را به امروز رسانده است و برای ادامه این مسیر، نیازمند مراقبت و حفاظت مستمر است.

به گفته وی اهمیت تخت‌جمشید تنها در قدمت آن خلاصه نمی‌شود؛ ارزش اصلی این مجموعه در آن است که بخشی از اطلاعات تاریخی، هنری، زبانی و فرهنگی ایران باستان را به صورت عینی در خود حفظ کرده است.

سرپرست موزه تخت‌جمشید در پایان، برای توصیف جایگاه این بنا در حافظه ایرانیان، به ابیاتی از شهریار استناد کرد و گفت:

«این بنایی است که سی قرن به‌پاست
سند قدمتِ قومیّت ماست»

«فلکش دست به ترکیب نبُرد
روزگارش نتواند که ستُرد»

تخت‌جمشید، با همه شکوه و ویرانی‌اش، همچنان یکی از مهم‌ترین میدان‌های گفت‌وگو درباره ایران است؛ جایی که سنگ، زبان، هنر و تاریخ در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا روایتی از یک جهان باستانی را به نسل‌های بعد منتقل کنند؛ روایتی که فهم دقیق آن، بیش از ستایش یا حسرت، به مطالعه، حفاظت و نگاه تاریخی نیاز دارد.

خبرنگار: فاطمه شعبانی

انتهای خبر/۲۲۴۲۲۴

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!

توضیح بنر