حالت تاریک
جمعه, 27 شهریور 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
آنچه شهریار برای ما به یادگار گذاشت
یادداشت؛

آنچه شهریار برای ما به یادگار گذاشت

شهریار در شعر خود، خاطره‌های شخصی را به تجربه‌ای مشترک و ماندگار برای نسل‌ها تبدیل می‌کند.

به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، آدمی همیشه چیزی برای به یاد آوردن دارد؛ خانه‌ای که دیگر نیست، صدایی که دیگر شنیده نمی‌شود، کوچه‌ای که شاید سال‌هاست از آن گذشته است و چهره‌ای که با وجود فاصله زمان، هنوز در حافظه‌اش روشن مانده است. مسئله فقط به یاد آوردن نیست؛ مسئله این است که چه چیزی از گذشته می‌تواند از مرز فراموشی عبور کند و به بخشی از هویت ما بدل شود.

شاید یکی از رازهای ماندگاری شعر همین باشد: شعر، خاطره را فقط ثبت نمی‌کند؛ به آن معنا می‌دهد.

در میان شاعران معاصر، سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی، متخلص به شهریار، از جمله شاعرانی است که توانست تجربه‌ای شخصی را به حافظه‌ای مشترک تبدیل کند. در شعر او، خانه فقط یک مکان نیست، مادر فقط یک شخصیت نیست و خاطره فقط تصویری از گذشته نیست. هرکدام می‌توانند نشانه‌ای از ریشه، تعلق و هویت باشند؛ چیزهایی که انسان، هرقدر هم از زمان و مکان نخستین زندگی خود دور شود، همچنان با خود حمل می‌کند.

اهمیت شهریار در همین‌جاست. او در روزگاری که شعر فارسی در مسیر تجربه‌های تازه و دگرگونی‌های ادبی حرکت می‌کرد، به سنت پشت نکرد؛ اما در آن نیز متوقف نماند. غزل را با جهان زیسته خویش پیوند زد و زبان شعر را به تجربه‌های ملموس زندگی نزدیک کرد. در کنار آن، با «حیدربابایه سلام» نشان داد که خاطره یک روستا، یک کوه، یک مادر، یک کودکی و یک اقلیم، اگر با زبان هنر بیان شود، می‌تواند از مرز جغرافیا عبور کند و به تجربه‌ای انسانی بدل شود.

«حیدربابایه سلام» را نمی‌توان فقط شعری درباره یک زادگاه دانست. این اثر، بازگشت به ریشه‌هاست؛ بازگشتی که در آن، گذشته نه چیزی مرده و سپری‌شده، بلکه بخشی زنده از اکنون انسان است. شهریار در این شعر، جهان شخصی خود را چنان روایت می‌کند که خواننده نیز می‌تواند در آن، بخشی از گذشته خویش را پیدا کند. این همان لحظه‌ای است که خاطره شخصی به حافظه جمعی تبدیل می‌شود.

امروز شکل حفظ خاطره تغییر کرده است. ما می‌توانیم لحظه‌ای را در یک تصویر، صدا یا فایل دیجیتال نگه داریم و سال‌ها بعد دوباره به آن بازگردیم؛ اما ثبت کردن با ماندگار کردن یکی نیست. تصویر می‌تواند لحظه را حفظ کند، اما این هنر و ادبیات است که می‌تواند معنای آن لحظه را از گزند زمان نجات دهد.

از این منظر، نسبت شهریار با نسل امروز نیز روشن‌تر می‌شود. فاصله نسل‌ها بیش از آنکه فاصله احساس‌ها باشد، فاصله شکل بیان آنهاست. انسان امروز ممکن است زبان دیگری برای روایت دلتنگی، دوری، خانه و گذشته داشته باشد، اما خودِ این تجربه‌ها همچنان آشناست. نسل‌ها عوض می‌شوند، ابزارها تغییر می‌کنند، سبک زندگی دگرگون می‌شود؛ اما بعضی پرسش‌های انسانی، تاریخ مصرف ندارند: از کجا آمده‌ام؟ چه چیز مرا به گذشته‌ام پیوند می‌دهد؟ چه کسی و چه چیزی در من باقی می‌ماند، وقتی زمان بسیاری از چیزها را با خود می‌برد؟

شعر فارسی، در معنای عمیق خود، پاسخ قطعی به این پرسش‌ها نمی‌دهد؛ اما آنها را فراموش نمی‌کند. شاید از همین رو بتوان ادبیات را نوعی «حافظه عاطفی» یک ملت دانست؛ حافظه‌ای که در آن، آنچه در زندگی روزمره از دست می‌رود، در زبان دوباره امکان ماندن پیدا می‌کند.

شهریار نیز از همین منظر، تنها نامی در تقویم مناسبت‌های ادبی نیست. اهمیت او در این نیست که امروز از او یاد می‌کنیم؛ اهمیتش در این است که هنوز می‌توانیم در شعرش چیزی از خودمان را ببینیم. او نشان می‌دهد که شاعر، گاهی بیش از آنکه آینده را پیش‌بینی کند، گذشته را چنان معنا می‌کند که برای آینده قابل فهم بماند.

روز شعر و ادب فارسی، اگر قرار باشد فراتر از یک مناسبت تقویمی معنا پیدا کند، فرصتی است برای بازگشت به همین حقیقت ساده و عمیق: ملت‌ها تنها با بناها و اسناد تاریخی خود زنده نمی‌مانند؛ با واژه‌هایی نیز زنده می‌مانند که تجربه زیسته آنان را به نسل بعد منتقل می‌کنند.

و شاید راز ماندگاری شهریار را نیز باید در همین توانایی جست‌وجو کرد؛ در اینکه توانست دلتنگی را به زبان، خاطره را به معنا و تجربه شخصی خود را به تجربه‌ای مشترک بدل کند.

زمان، بسیار چیزها را از انسان می‌گیرد؛ اما ادبیات، اگر از دل زندگی برخاسته باشد، می‌تواند به آنچه رفتنی است، فرصتی دوباره برای ماندن بدهد.

در روز شعر و ادب فارسی، شاید بهترین ادای احترام به شهریار این نباشد که تنها شعرش را بخوانیم؛ بلکه این است که از خود بپرسیم: کدام خاطره، کدام واژه و کدام بخش از هویت ماست که اگر به زبان نیاید، ممکن است با ما فراموش شود؟

پاسخ این پرسش، شاید همان جایی باشد که شعر آغاز می‌شود؛ جایی میان آنچه از دست رفته و آنچه هنوز می‌خواهیم بماند.

نویسنده: صدیقه کریمی 

دکترای ادبیات فارسی 

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!

توضیح بنر