استاد زبان و ادبیات فارسی مطرح کرد:
حافظ و سعدی؛ دو چهرهی ماندگار ادب فارسی
حافظ و ریشهی قدرت کلام سعدی تصویر ماندگاری از زیست و فرهنگ ایرانی ساخته است.
مرادی، در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، به بررسی تأثیر حافظ و سعدی بر فرهنگ ایرانی و قدرت کلام این دو شاعرِ بزرگ پرداخته است.
استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در پاسخ به اینکه حافظ چگونه در غزلیات خود، تصویری ماندگار از زیست و فرهنگ ایرانی ساخته است؛ اظهار کرد: وقتی به غزلهای حافظ نگاه میکنیم، در کنار آنها معدود قطعهها و مثنویها و رباعیهایی که به نامش ثبت شده، معجونی مشترک از مولفههای ایرانی و اسلامی را مشاهده میکنیم. «شعر حافظ»، بهطور واقعی، «حافظهی ایرانی» است. او حافظهی انسانها را به تصویر میکشد؛ گذشته، حال، آینده، آرزوها، تجربهها و ابعاد دیگری که در زندگی انسانها وجود دارد.
وی افزود: برخی از این مفاهیم در خودآگاه حافظ و در لحظات متکثر شعر حافظ است؛ مثل: مفاهیم اسلامی و قرآنی، کلامی و فلسفی، عشق بهعنوان مولفهای مهم در عرفان و حیات ایرانیها؛ اما از یک بعد دیگر نگاه حافظ در ناخودآگاه شعرش بیشتر نمود پیدا کرده مثل: نوعدوستی، دم غنیمت شمردن و بهره بردن از حیات و ارزش حیات نیز در شعر او نمایان است. همچنین، میراث ادبیات اندرزی و حماسی گذشته نیز در قالب اسطورهها وارد شعر حافظ شده است. تصویری که از حافظ در این آیینه منعکس میشود، تکاملیافته شعر سعدی است اما با ابعادی متفاوت است.
مرادی تصریح کرد: در شعر سعدی نیز تعادل بین عناصر مادی و غیرمادی، دنیا و آخرت و اندیشههای ایرانی_اسلامی دیده میشود. شعر حافظ این تعادل را به وحدتی میرساند که به شکل یک نور واحد در میآید. منشور شعر حافظ از رنگهای مختلفی تشکیل شده که شامل ملیت ایرانی، قرآن، مذهب، اندیشههای اسلامی و فلسفی است. این عناصر با هم پیوند دارند و در نهایت به یک نور واحد تبدیل میشوند که شعر حافظ را شکل میدهد. این عناصر با وجود بیکران خداوند هم در شعر حافظ پیوند دارد که همهی اینها درنهایت در جایگاه خودشان بخشی از حیات ایرانی هستند که در شعر حافظ منعکس شدند.
استاد و شاعر زبان و ادبیات فارسی در ادامه به اینکه؛ ریشهی قدرتِ کلامِ سعدی در چیست که توانسته زبان فارسی را به میراث بزرگ ایرانیان از ادبیات و زبانِ اخلاق و ادب بدل سازد؛ گفت: در شعر سعدی نیز اعتدال و همسایگی عناصر را میتوان مشاهده کرد. در حالی که در شعر حافظ این جنبهها در طول شعر شکل میگیرد، یعنی ما اعتدال در شعر حافظ را در لایهمندی واژهها، زبان و در حرکت از سطح زبان به سمت عمق میبینیم و این بعد درونیتر در شعر حافظ پیدا میکند.
وی همچنین افزود: سعدی معمولاً این همسایگی را در عرض شعر به تحریر در آورده یعنی؛ درست است که سعدی به تعادل در سطح شعر علاقه دارد؛ اما در غزلهایش در برخی از ابیات بوستان، حرکت به سمت عمق و رسیدن به یک نوع نگاه درونی، ذهنی و عرفانی را نیز تجربه میکند؛ درنتیجه راز قدرت و ماندگاری این است که سعدی اندیشهی ایرانی و اسلامی، کارکردهای اخلاقی و تربیتی این جهانی زبان را در سطح زبان بوستان و گلستان سعی کرده تا نشان دهد و عملاً زبان را به ابزاری برای ارتباط مؤثر و کالبدی و بیرونی در جامعه تبدیل بکند.
محمد مرادی با تأکید بر اینکه سعدی؛ استاد تعادل در زبان و کلام است اظهار کرد: اتفاقی که در زبان و کلام سعدی افتاده، علاوه بر نگاهی که او به جنبههای معنوی و مادی دارد، بُعد کاربردی زبان است. سعدی برای رسیدن به تعادلی که مدنظرش است، سعی کرده از قالبهای متنوعتری استفاده کند؛ از غزل و مثنوی گرفته تا قصیده، قطعه و ترجیعبند. این تنوع کمک کرده تا با ساحتهای مختلف مخاطب پیوند برقرار کند.
عضو هیئت علمی زبان و ادبیات فارسی از عواملی که باعث شده تا زبان و کلام سعدی به چنین تأثیری در ادبیات و فرهنگ ایرانی دست یابد؛ گفت: از سوی دیگر، سعدی از زبانی استفاده کرده که در سلیسترین و واضحترین حالت ممکن قرار دارد؛ زبانی که «سهل ممتنع» است. این زبان، با وجود ظاهر سادهاش، بسیار پیچیده است. به همین دلیل، مخاطبان میتوانند کلام سعدی را بهعنوان یک متن اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی بهراحتی مورد استفاده قرار دهند. این تعادل در کنار هم قرار گرفتن ارکان دستوری زبان و استفاده از واژهها به گونهای است که مردمان زمان سعدی به راحتی میتوانند با جهان او پیوند بگیرند.
انتهای خبر/ 224224
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!