یادداشت؛
شهریار؛ معمار کلام و پیونددهنده دورانها
انتخاب ۲۷ شهریور، سالروز درگذشت محمدحسین شهریار، به عنوان «روز شعر و ادب فارسی»، تأییدی بر جایگاه بیبدیل او در سپهر ادبیات است؛ شاعری که توانست میان سنت و مدرنیته، پلی از جنس عاطفه و کلمات بنا کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، بسیاری از شاعران معاصر با همه نوآوری که در شعر خویش داشته اند و با تمام هنجارگریزی و آشنایی زدایی که درحوزه ی شعر انجام داده اند، نتوانسته اند آنچنان که باید و شاید مقبولیت عام بیابند اما شهریار توانسته است در همان حال که شاعری آشنا به آرایه ها و پیرایه های کلام بوده، مقبولیت عام هم پیدا کند.
شاعری که بتواند چند کلمه عادی را چنان ترکیب کند که در شرق و غرب قلمرو زبان فارسی به زمزمه ی مردم عادی تبدیل شود حتما شاعر کلمه شناسی است که توانسته است با چنان اعجاز حیرتآوری در معماری کلام، بر قلوب و اذهان مردم حکمرانی کند.
اگر شهرت فوق عادی مصرع یا بیتی از شاعر یکی از معیارهای صحهگذاری بر نابغه بودن او باشد، چه کسی است که مصرع «آمدی جانم به قربانت»، «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» یا مصرع ترکی «حیدر بابا دنیا یالان دنیادی» شهریار را نشنیده و یا به فراخور احوال روحی خویش، برای یک بار هم که شده، این
مصرع دلپذیر را زیر لب با خود زمزمه نکرده باشد.
انتخاب 27 شهریور یعنی سالروز درگذشت شهریار به عنوان روز شعر و ادب فارسی نشان دهنده جایگاه خاص شهریار در گسترهی شعر فارسی است. شهریار پیوندهدهنده شعر قدیم و جدید ماست؛ علاوه بر این، زبان ساده و همه فهم او باعث شده است تا شعر او برای مردم عادی نیز قابل لمس و درک باشد.
به عبارت دیگر شهریار از معدود شاعرانی است که توانسته است هم در دل دنبالکنندگان حرفه ای شعر و هم در دل مردم عادی جا بازکند. طبیعتا چنین شاعری این
قابلیت را دارد که نماینده شاعران تمامی دوران ها و تمامی نسل ها شمرده شود.
شهریار هم قدیم است و هم جدید و در عین حال نه به قدیم تعلق دارد و نه به جدید. او شاعری است متعلق به تمامی نسل ها و تمای دوران ها و به همین دلیل میتوان او را نماینده شعر و ادب فارسی قلمداد کرد و سالروز درگذشتش را روز شعر و ادب فارسی نامگذاری کرد.
مهم ترین ویژگی شعر شهریار در یک کلمه «عاطفه سرشار» آن است. شعر شهریار شعری خیس و آمیخته با اشک است و همین عامل یکی از عوامل تاثیرگذاری شعر اوست. مخاطبان دردمند شعر شهریار حرف دل خود را از زبان او می شنوند و تسکین می یابند؛ مخصوصا که بخش بزرگی از شعر شهریار در موضوعاتی همچون عشق، جدایی، درد از دست دادن عزیزان، یاد کرد.
روزهای خوش کودکی، شکوه از ناملایمات زندگی و موضوعات عام و فراگیری است که همگان با آن دست به گریبانند. شعر «علی ای همای رحمت» و «ای وای مادرم» از این دست اشعار از دل بر آمده و واجد عاطفهی سرشار شهریار هستند.
نام شهریار در کنار نام بزرگانی همچون محتشم کاشانی میدرخشد
تقریبا تمامی منتقدان ادبی و همه ی سخنشناسان اتفاقنظر دارند که شهریار از فحول و از قلههای بلند شعر معاصر است. شهریار آنقدر بزرگ و تاثیرگذار و جریانساز است که در دوران معاصر شاعران بسیاری کوشیدهاند تا راه او را بروند و در حلقه مقلدان او در آیند.
در اینجا خوب است به این نکته هم اشاره کنیم که شهریار از ارکان شعر مذهبی در ادبیات معاصر و بلکه در سرتاسر شعر فارسی است و اگر بنا باشد فقط چند شاعر مطرح در حوزهی شعر مذهبی و آیینی نام برده شود که بتوان شعر آنها را نمونه اعلای شعر فارسی به حساب آورد، نام شهریار در در ردیف اول و در کنار بزرگانی چون محتشم کاشانی (شاعر شعر معروف «باز این چه شورش است که در خلق عالم است) قرار میگیرد.
عمده شهرت شهریار در سرودن غزل است. علاوه بر این، چند شعر نیمایی هم دارد که از نمونه های خوب و موفق شعر نیمایی به حساب می آید.اشعار ترکی شهریار از نمونه های فاخر و درخشان شعر ترکی است.
شعر ترکی قبل از شهریار نه از نظر کیفیت و نه به لحاظ کمیت جلوه ی خاصی نداشت. این شهریار بود که با سرودن اشعار ترکی و به خصوص منظومه ی «حیدر بابایه سلام» به شعر ترکی وزن و اعتباری در خور بخشید.
شهریار را میتوان زنده کننده غزل فارسی و پدر «غزل نو» نامید. در دوره ای که گمان می رفت عمر غزل سر آمده است، شهریار با سرودن غزلهایی نو که رنگ زمانه شاعر را داشت بار دیگر توجه شاعران هم عصر خود را به قالب غزل معطوف کرد.
به عنوان نمونه هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه) که خود از بزرگ ترین غزلسرایان شعر معاصر است، در سرودن غزل تحت تاثیر ذهن و زبان شهریار است. با دقت در دو بیت زیر که اولی از شهریار و دومی از سایه است میتوان دریافت که شاعران بزرگ معاصر از نظر فرم و محتوا تا چه حد تحت تاثیر شهریار بودهاند.
ز جویبار محبت چشیدم آب حیات/ که چون همیشه بهار ایمن از خزان مانم شهریار بهار عمر مرا گر خزان رسید تو خوش باش/که چون همیشه بهار ایمن از گزند خزانی
سایه
شعر شهریار شعری است که عمیقا با فرهنگ، باورها و ارزش های ایرانیان گره خورده است. این ویژگی شعر اورا به شعری «آشنا»، «صمیمی» و «خودمانی» تبدیل کرده است. تمام تصاویر شعر شهریار برای مخاطب ایرانی آشناست و به همین دلیل می توان او را «شاعر زود آشنا» نامید.
به عنوان مثال وقتی شهریار از«نوشداروی بعد از مرگ سهراب» یا «همای رحمت» سخن می گوید، این تصاویر در ناخودآگاه مخاطب ایرانی حضوری زنده وملموس دارند و برای او غریبه نیستند. در غربت قرن صنعت و مصرفگرایی و از هم گسستن روابط اصیل انسانی، شعر شهریار صدای آشنایی است که دوباره ما را با ریشه هایمان پیوند میزند.
علاوه بر این، منظومه ترکی «حیدربابایه سلام» شعری است ملهم از عناصر زندگی در روستا و در همسایگی طبیعت. شعر شهریار درهیچ حال جدا از طبیعت و فرهنگ ایران نیست.
نویسنده: عباس نجفی استاد دانشگاه فرهنگیان
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!