حالت تاریک
یکشنبه, 09 شهریور 1404
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه خبری تحلیلی شیرازه هستید؟
مکانیزم ماشه؛ فشار بی‌اثر غرب
یادداشت؛

مکانیزم ماشه؛ فشار بی‌اثر غرب

مکانیزم ماشه که روزی به‌عنوان ابزار فشار غرب در برجام گنجانده شد، اکنون بیش از آنکه تهدیدی برای ایران باشد، نشانه‌ای از بدعهدی و ناتوانی اروپا و آمریکا است؛ ابزاری که نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت.

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، مکانیزم ماشه یا همان اسنپ بک، این روزها دوباره به موضوعی محوری در فضای رسانه‌ای و سیاسی جمهوری اسلامی ایران بدل شده است. موضوعی که در بطن توافق برجام قرار داشت اما سال‌ها بعد از خروج آمریکا از توافق و کارشکنی‌های آشکار اروپایی‌ها، دوباره به ابزاری برای فشار بر ملت ایران تبدیل شده است.

 تروئیکای اروپا یعنی آلمان، فرانسه و انگلیس در اقدامی هماهنگ با واشنگتن و رژیم صهیونیستی بار دیگر تهدید کرده‌اند که این سازوکار را فعال خواهند کرد، هرچند تجربه نشان داده که چنین اقداماتی بیش از آنکه ضربه‌ای واقعی به جمهوری اسلامی وارد کند، نشانگر عجز و استیصال جبهه غربی است.

برای درک بهتر ماجرا باید به تحولات یک دهه گذشته در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بازگشت. پس از سال‌ها فشار و تحریم، دولت یازدهم و دوازدهم با هدف حل‌وفصل مناقشه هسته‌ای وارد مذاکره با گروه ۱+۵ شد.

 محمدجواد ظریف و تیم مذاکره‌کننده ایرانی پرچم‌دار این روند بودند و در نهایت متن برجام در سال ۲۰۱۵ به امضا رسید. در آن مقطع، برخی مقامات اجرایی تلاش داشتند این توافق را «فتح‌الفتوح» معرفی کنند، در حالی که منتقدان بارها هشدار داده بودند که مفاد برجام دارای خلأها و ابهاماتی جدی است. مهم‌ترین ایراد، گنجاندن مکانیزم ماشه در متن توافق بود؛ بندی که اجازه می‌داد در صورت ادعای نقض توافق توسط ایران، تمامی تحریم‌های شورای امنیت به‌طور خودکار بازگردد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در همان زمان با شروطی مشخص اجازه پیشبرد مذاکرات را دادند و بارها تأکید کردند که خطوط قرمز باید رعایت شود. با این حال، برخی از این خطوط نادیده گرفته شد و همین مسئله امروز به یکی از نقاط ضعف برجام تبدیل شده است.

وقتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ به قدرت رسید، خروج یکجانبه از برجام را اعلام کرد. او نه‌تنها تعهدات واشنگتن را زیر پا گذاشت بلکه شدیدترین تحریم‌های تاریخ را علیه ملت ایران اعمال کرد. در این شرایط، سه کشور اروپایی مدعی شدند که در برجام باقی خواهند ماند و تلاش خواهند کرد منافع اقتصادی ایران تأمین شود. اما در عمل، آن‌ها نیز به تعهدات خود عمل نکردند و حتی اینستکس که وعده‌اش داده بودند، به ابزاری بی‌اثر و نمایشی تبدیل شد.

هم‌زمان، فشارهای امنیتی و نظامی علیه ایران افزایش یافت، سایت‌های هسته‌ای کشور مورد حمله قرار گرفت و تعدادی از دانشمندان هسته‌ای به شهادت رسیدند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز به جای ایفای نقش بی‌طرفانه، بارها در زمین غربی‌ها بازی کرد و اطلاعات محرمانه ایران به دست دشمنان رسید. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران گام به گام تعهدات خود را کاهش داد و در چارچوب ماده ۳۶ برجام، بخشی از محدودیت‌ها را کنار گذاشت.

اکنون، پس از گذشت سال‌ها از خروج آمریکا از توافق و بی‌عملی اروپا، دوباره سخن از فعال‌سازی مکانیزم ماشه به میان آمده است. اروپایی‌ها با ارسال نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل تلاش کردند تحریم‌های گذشته بازگردد.

این اقدام نشان می‌دهد که آن‌ها عملاً هیچ اراده‌ای برای اجرای تعهدات خود ندارند و صرفاً به دنبال فشار سیاسی و روانی بر جمهوری اسلامی هستند. اما باید پرسید: وقتی تحریم‌ها در سال‌های گذشته به حداکثر رسیده و چیزی برای تحریم باقی نمانده است، بازگرداندن قطعنامه‌های گذشته چه دستاوردی برای غرب خواهد داشت؟ واقعیت آن است که این تهدید بیش از هر چیز جنبه نمادین دارد و هدف اصلی آن ایجاد فضاسازی رسانه‌ای و روانی است.

از سوی دیگر، باید توجه داشت که مکانیزم ماشه در شرایط کنونی بیشتر از آنکه علیه ایران کارکرد داشته باشد، به نماد بدعهدی غرب تبدیل شده است. غربی‌ها می‌خواستند این سازوکار را همچون شمشیر داموکلس بر سر ایران نگه دارند تا تهران همواره نگران بازگشت تحریم‌ها باشد.

اما ایستادگی ملت ایران و تجربه سال‌های اخیر نشان داد که کشور ما توانسته با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، بخش عمده‌ای از نیازهای خود را تأمین کند و تحریم‌ها نتوانسته مسیر پیشرفت را متوقف کند. اتفاقاً، همین فشارها موجب شد حرکت به سمت خودکفایی در بسیاری حوزه‌ها سرعت بیشتری بگیرد.

 از صنعت دفاعی تا حوزه انرژی و فناوری‌های نوین، ایران امروز توانسته در شرایط تحریم دستاوردهای مهمی را ثبت کند و همین مسئله غرب را بیش از پیش عصبانی کرده است.

یکی از ابعاد مهم این ماجرا، هم‌پیمانی آشکار اروپا با رژیم صهیونیستی و آمریکا است. در حالی که اروپایی‌ها همواره تلاش می‌کنند چهره‌ای مستقل از خود نشان دهند، در عمل ثابت کرده‌اند که دنباله‌رو واشنگتن هستند.

در جریان جنگ ۱۲ روزه اخیر نیز، آن‌ها نه‌تنها اقدام جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل در حمله به زیرساخت‌های ایران را محکوم نکردند، بلکه عملاً با سکوت یا حمایت ضمنی، در کنار متجاوزان ایستادند. این همان واقعیت تلخی است که رهبر انقلاب بارها نسبت به آن هشدار داده بودند: اعتماد به غرب خطاست. برجام و مکانیزم ماشه، نمونه‌ای عینی از نتایج اعتماد به غرب است که هزینه‌های زیادی را به ملت ایران تحمیل کرد.

با این حال، جمهوری اسلامی ایران امروز در نقطه‌ای ایستاده که نه‌تنها از این تهدیدها هراسی ندارد، بلکه به فرصتی برای تقویت انسجام داخلی نگاه می‌کند. مردم ایران طی بیش از چهار دهه گذشته بارها نشان داده‌اند که در برابر فشار و تحریم عقب‌نشینی نمی‌کنند.

از جنگ تحمیلی هشت ساله گرفته تا تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی، ملت ایران همواره با صبر و مقاومت توانسته است مسیر خود را ادامه دهد. امروز نیز شرایط تفاوتی ندارد؛ دشمنان تلاش می‌کنند با ابزارهایی مانند مکانیزم ماشه یا تحریم‌های جدید، ایران را وادار به عقب‌نشینی کنند، اما نتیجه‌ای جز ناکامی در انتظار آن‌ها نخواهد بود.

در این میان، وظیفه مسئولان کشور بیش از هر زمان دیگری سنگین است. دولت و مجلس باید با هماهنگی کامل و در چارچوب سیاست‌های کلان نظام، از حقوق ملت ایران دفاع کنند. لزوم صیانت از منافع ملی و جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته باید به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه قرار گیرد.

همچنین، تقویت دیپلماسی منطقه‌ای و توسعه روابط با کشورهای مستقل و قدرت‌های نوظهور می‌تواند بهترین پاسخ به تهدیدهای غرب باشد. همان‌طور که تجربه همکاری با چین و روسیه نشان داده، ظرفیت‌های بزرگی در جهان وجود دارد که می‌تواند فشارهای غرب را خنثی کند.

نگاهی دقیق‌تر به روند مذاکرات در دولت یازدهم و دوازدهم نشان می‌دهد که بسیاری از هشدارها و تذکرات کارشناسان و دلسوزان نادیده گرفته شد. رهبر انقلاب بارها تصریح کردند که آمریکا غیرقابل اعتماد است و هرگونه توافق باید تضمین‌های واقعی داشته باشد.

اما در عمل، تیم مذاکره‌کننده به امید وعده‌های توخالی غرب پیش رفت و نتیجه آن شد که امروز می‌بینیم. غربی‌ها نه‌تنها به تعهدات خود عمل نکردند بلکه با استفاده از ابزارهایی مانند مکانیزم ماشه تلاش کردند توافق را به حربه‌ای برای فشار بیشتر بر ایران تبدیل کنند. این تجربه تاریخی باید چراغ راه آینده باشد تا دیگر هیچ‌گاه اعتماد ساده‌لوحانه به غرب تکرار نشود.

از منظر حقوقی نیز، مکانیزم ماشه یک بدعت خطرناک در نظام بین‌الملل بود. این سازوکار به کشورهای غربی اجازه می‌داد بدون طی مراحل قانونی و بدون رأی‌گیری مجدد در شورای امنیت، همه تحریم‌های گذشته را بازگردانند.

 چنین مکانیزمی آشکارا با اصول عدالت بین‌المللی در تضاد است و نشان می‌دهد که غرب تنها در پی تحکیم سلطه خود بر سایر کشورهاست. حتی بسیاری از حقوق‌دانان بین‌المللی نیز در همان زمان انتقاد کردند که این بند، ناقض حاکمیت ملی کشورها و بی‌اعتنایی به حق مشروع ملت‌هاست. با این حال، فشار سیاسی و اقتصادی آمریکا و متحدانش سبب شد که چنین بندی در متن توافق گنجانده شود.

نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در این میان بسیار قابل توجه است. آژانس قرار بود نهادی بی‌طرف و فنی باشد، اما بارها ثابت کرد که تحت نفوذ قدرت‌های غربی عمل می‌کند.

 گزارش‌های یک‌سویه، نشت اطلاعات محرمانه ایران، و چشم‌پوشی از اقدامات غیرقانونی اسرائیل تنها بخشی از رفتارهای جانبدارانه این نهاد است. شهادت دانشمندان هسته‌ای ایران نتیجه مستقیم همین خیانت‌ها بود. آژانس به جای حمایت از حقوق مشروع ملت ایران، عملاً نقش بازوی اطلاعاتی غرب را ایفا کرد و همین امر اعتماد عمومی به این نهاد را از بین برد.

از سوی دیگر، مرور تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که هر بار فشار دشمنان افزایش یافته، ملت ایران با وحدت و مقاومت توانسته‌اند از آن عبور کنند. در دوران دفاع مقدس، جهان غرب و شرق هر دو در کنار صدام ایستادند، اما ملت ایران با تکیه بر ایمان و ایثار جوانان خود، پیروز میدان شد.

 امروز نیز شرایط مشابهی وجود دارد؛ دشمنان تلاش می‌کنند با ابزارهای اقتصادی و سیاسی ضربه بزنند، اما اراده ملت ایران شکست‌ناپذیر است. همان‌گونه که رهبر انقلاب تأکید کرده‌اند، دشمن به دنبال تغییر رفتار یا حتی براندازی نظام است، اما این آرزو را به گور خواهد برد.

بنابراین، مکانیزم ماشه نه‌تنها ابزاری برای فشار نیست، بلکه امروز به سندی از بدعهدی غرب و مظلومیت ملت ایران تبدیل شده است. این موضوع باید بیش از گذشته در رسانه‌ها و محافل بین‌المللی بازتاب یابد تا افکار عمومی جهان بداند که جمهوری اسلامی ایران قربانی بی‌عدالتی‌های قدرت‌های بزرگ است. مسئولیت نخبگان و رسانه‌ها در این زمینه بسیار سنگین است؛ باید با تبیین واقعیت‌ها اجازه نداد غربی‌ها روایت دروغین خود را به جهان تحمیل کنند.

در جمع‌بندی می‌توان گفت که جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدید جدید غرب نیز همچون گذشته با صلابت خواهد ایستاد. مکانیزم ماشه نمی‌تواند مسیر پیشرفت ملت ایران را سد کند، بلکه عزم کشور برای اتکا به ظرفیت‌های داخلی را دوچندان خواهد کرد.

با وحدت ملی، تبعیت از رهبری و برنامه‌ریزی دقیق، ایران نه‌تنها از این مرحله عبور خواهد کرد بلکه قوی‌تر از گذشته در عرصه بین‌المللی ظاهر خواهد شد.

نویسنده: غلامعلی احمدی جابری

 فرمانده ناحیه مقاومت بسیج محمد رسول الله (ص) شیراز

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!