یادداشت؛
عطر مهربانی عید قربان در کوچههای خرامه
عید قربان در خرامه فقط یک آیین مذهبی نیست؛ روایت زندهای است از میراثی خانوادگی که بیش از چهار دهه، بوی مهربانی را به خانه نیازمندان برده است.
به گزارش گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، اینجا شهرستان خرامه است؛ جایی که عید قربان تنها یک تقویم قرمز رنگ یا یک مراسم مذهبی ساده نیست، بلکه آوردگاهی برای تمرینِ گذشتن از «من» و رسیدن به «ما» است.
برای یافتن معنای واقعی این عید، به سراغ مردی رفتم که کوچههای این شهر، سالهاست با قدمهای او و خانوادهاش در روزهای عید قربان آشناست. او نه یک مدیر دولتی است و نه رئیس یک سازمان عریض و طویل؛ او فقط یک هموطن است که ارثیهای از جنس نور را در سینه حمل میکند.
نگاهش پر از آرامش است وقتی از نقطه شروع این مسیر میگوید. قصهای که از بیقراری در کوچههایی آغاز شد که فقر در آنها نه با اعداد و ارقام، بلکه با چشمان گودرفته و لبخندهای پنهان کودکان دیده میشد. اما ریشه این درختِ تنومندِ مهربانی در خرامه، به سال ۱۳۶۳ بازمیگردد؛ سالی که پدرِ این خیّر نیکاندیش پس از بازگشت از حج، سنت زیبای قربانی و توزیع گوشت میان نیازمندان را پایهگذاری کرد. این چراغِ روشن، حتی با پرکشیدن پدر خاموش نشد. مادر خانواده با دلی دریایی، سالها به نیت همسرش این مسیر را ادامه داد تا اینکه در سال ۱۴۰۲، قرعه به نام پسر افتاد. او پس از تشرف به سرزمین وحی، عهد بست که تا جان در بدن دارد، پرچمدار این میراث معنوی در خرامه باشد.
وقتی از او درباره شیرینترین خاطراتش میپرسم، صدایش میلرزد. تصویر پیرزنی را به یاد میآورد که با دیدن اولین بسته گوشت، چشمانش از ناباوری خیس شد و گفت: «فکر میکردم خدا ما را فراموش کرده است...». همانجا بود که این خیّر دریافت آنها فقط گوشت توزیع نمیکنند، بلکه امید را به خانههایی میبرند که چراغشان رو به خاموشی است. یا آن مادر فداکاری که همان لحظه، نیمی از بسته اهدایی را برای همسایه دیوار به دیوارش جدا کرد و ثابت کرد که بخشندگی به جیب پرپول نیست، بلکه به دلی است که هنوز میتپد.
تفاوت این حرکت خودجوش و مردمی در شهرستان خرامه با ساختارهای خشک اداری در همین روحِ زنده و تپنده است. اینجا دیوانسالاری دور زده میشود. کاغذ و فرم جای خود را به نگاههای چشمدرچشم و اعتماد قلبی داده است. مردم خرامه چون میبینند این خانواده از دهه شصت تاکنون با صداقت این مسیر را طی کردهاند، با تمام وجود پای کار میآیند؛ یکی با پول، یکی با وقت و دیگری با خودروی شخصیاش. شناسایی نیازمندان نه از روی بخشنامه، که توسط معتمدین محلی که درد آشنای کوچهها هستند، انجام میشود و بستهها نه به عنوان صدقه، بلکه چون هدیهای با حفظ کرامت انسانی از برادری به برادر دیگر تقدیم میگردد.
در پایان این گزارش، پیام این خیّر اهل خرامه برای همه کسانی که توانایی مالی دارند، در گوشم زنگ میزند: منتظر کارهای بزرگ نباشید و فرصت بندگی را از خود نگیرید. جهاد واقعی در میان مردم بودن است. حتی با قدمی کوچک به نیت عزیزانی که در بینتان نیستند، وارد میدان شوید.
تصویر آرمانی او برای آینده، تصویری است که قلب هر انسانی را به تپش وامیدارد: روزی که این مسیر دیگر برای رفع گرسنگی نباشد، بلکه برای توزیع شادی باشد؛ روزی که در هیچ کجای این سرزمین، خانهای نماند که در عید قربان، بوی گرم مهربانی در آن نپیچد. ما با هم میسازیم، پس هنوز امید زنده است.
نویسنده: زهرا ایزدی
خبرنگار
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!