یادداشت؛
ابهام؛ ابزار خاموش جنگهای امروز
اگر قرار باشد جنگهای امروز را با یک نشانه بشناسیم، آن نشانه نه صدای انفجار است و نه تصویر ویرانی؛ بلکه احساس دائمی تردید است.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «شیرازه»، اگر قرار باشد جنگهای امروز را با یک نشانه بشناسیم، آن نشانه نه صدای انفجار است و نه تصویر ویرانی؛ بلکه احساس دائمی تردید است. تردیدی که آرامآرام در ذهن جامعه رسوب میکند و توان تشخیص، تصمیمگیری و حتی امیدواری را کاهش میدهد. در چنین وضعیتی، مسئله فقط «خبر درست و غلط» نیست؛ مسئله، زیستن در فضایی است که هیچ چیز قطعیت ندارد.
در سالهای اخیر، شکل تازهای از نبرد شکل گرفته که میدان آن ذهن انسانهاست. در این میدان، روایتها نقش سلاح را بازی میکنند و اطلاعات، مهمات این نبرد هستند. یکی از مؤثرترین روشها در این عرصه، ایجاد عامدانه فضایی است که در آن واقعیت و شایعه بهگونهای در هم تنیده میشوند که تشخیص مرز میان آنها دشوار میشود. این وضعیت را میتوان نوعی «مدیریت هدفمند ابهام» دانست؛ وضعیتی که مخاطب را نه متقاعد، بلکه سردرگم میکند.
در چنین فضایی، تکذیب یک خبر الزاماً به آرامش منجر نمیشود و تأیید یک روایت نیز پایان ماجرا نیست. هر واکنش رسمی یا غیررسمی، خود میتواند به خوراک روایتهای تازه تبدیل شود. نتیجه این چرخه، فرسایش ذهنی شهروندانی است که برای تصمیمگیری به حداقلی از اطمینان نیاز دارند، اما با انبوهی از روایتهای متناقض مواجه میشوند. این همان نقطهای است که ذهن خسته یا از مشارکت اجتماعی عقب مینشیند، یا به سادهترین و هیجانیترین روایت پناه میبرد.
نقش شبکههای اجتماعی و چهرههای پرمخاطب در این میان قابل چشمپوشی نیست. سازوکار پلتفرمها بهگونهای طراحی شده که محتواهای اضطرابآور و احساسی، بیش از روایتهای دقیق و متعادل دیده میشوند. در این اقتصاد مبتنی بر توجه، خبر مبهم درباره یک تهدید، بسیار جذابتر از توضیحی سنجیده و مستند است. گاهی حتی بدون نیت سوء، تولیدکننده محتوا برای حفظ مخاطب، ناچار میشود روایت را پررنگتر، قطعیتر و دراماتیکتر بیان کند؛ روندی که ناخواسته به تشدید ناامنی روانی جامعه دامن میزند.
پیامدهای این وضعیت بهتدریج خود را نشان میدهد؛ از افزایش اضطراب عمومی گرفته تا تعلیق تصمیمهای اقتصادی و کاهش اعتماد
اجتماعی. جامعهای که مدام در معرض ابهام و هشدارهای متناقض قرار دارد، توان برنامهریزی بلندمدت را از دست میدهد. در چنین شرایطی، حتی روایتهای کاملاً ساختگی نیز شانس بیشتری برای پذیرش پیدا میکنند، چرا که ذهن فرسوده به دنبال هر نقطه اتکایی برای خروج از بلاتکلیفی است.
مقابله با این وضعیت، صرفاً با واکنشهای دیرهنگام یا تکذیبهای رسمی ممکن نیست. آنچه امروز ضرورت دارد، نوعی پدافند شناختی فعال است؛ رویکردی که پیش از فراگیر شدن شایعه، به رصد، تبیین و روایتسازی مسئولانه بپردازد. این پدافند، هم به ابزارهای هوشمند برای شناسایی موجهای مشکوک نیاز دارد و هم به همکاری رسانهها، تولیدکنندگان محتوا و نهادهای آموزشی.
در کنار این اقدامات، آموزش عمومی نقشی کلیدی دارد. جامعهای که با سازوکار شایعه، تکنیکهای اثرگذاری روانی و اهمیت تفکر نقادانه آشنا باشد، کمتر دچار هراس جمعی میشود. از سوی دیگر، نمیتوان صرفاً به خنثیسازی روایتهای مخرب بسنده کرد؛ تولید روایتهای امیدبخش، دقیق و مبتنی بر واقعیت، بخش جداییناپذیر حفظ آرامش روانی جامعه است.
در نهایت، باید پذیرفت که ابهام، اگر رها شود، به ابزار فرسایش اجتماعی تبدیل میشود. سرمایهگذاری بر شفافیت، اعتماد و آگاهی عمومی، نه یک اقدام تزئینی، بلکه ضرورتی راهبردی است. جامعهای که از نظر شناختی مقاوم باشد، در برابر طوفان روایتهای ساختگی، ایستادگی بیشتری خواهد داشت. امروز، حفاظت از ذهن جمعی، بخشی از حفاظت از آینده کشور است.
نویسنده: مصطفی فارسی
فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!