کد خبر: 15932          تاریخ انتشار:سه شنبه 19 مهر 1390
گلایه رهبری از برپا نشدن کرسی های آزاد اندیشی

دانشجویان مجلس ختم بگیرند

بهتر است همین تشکل های دانشجویی با پسوندهای پرطمطراق و منتسب کننده خود به ولایت مانند بسیج، عدالتخواه و...کمی خود انتقادی کنند و حرکت خود را نیز با فرامین سیدناالقائد تطبیق دهند

به گزارش شیرازه، وبلاگ فقیر در مطلبی نوشت؛


دانشجویان و تشکل های دانشجویی، در جهت امر مهم و حیاتی عدالتخواهی هر روز یقه مسئولین را گرفته که فلان مطالبه و امر رهبری را چرا اجرا نمی کنید؟ چرا احمدی نژاد در انجام دستور ولی فقیه تعلل کرد؟ چرا طرح نظارت بر نمایندگان با وجود تاکیدات مکرر حضرت آقا را اینقدر دیر و ضعیف مصوب کردید؟ چرا سران سه قوه اینقدر در امر مبارزه با فساد اقتصادی مسامحه می کنند که حضرت آقا مجبور بشوند بگویند" اگر به توصیه چند سال قبل مبارزه با فساد عمل می‌شد، سوء استفاده چند هزار میلیاردی نمی‌شد"؟ و...

 

اما بهتر است همین تشکل های دانشجویی با پسوندهای پرطمطراق و منتسب کننده خود به ولایت مانند بسیج، عدالتخواه و...کمی خود انتقادی کنند و حرکت خود را نیز با فرامین سیدناالقائد تطبیق دهند. کمی نیز هشدارها و تذکرات مکرر حضرت ایشان را نه فقط برای مسئولین بلکه برای خود نیز جدی بگیرند. اگر بواسطه اهمال برخی مسئولین در عمل به منویات حضرت آقا صدها مقاله و بیانیه منتشر می کنند، یکبار هم بخاطر عملکرد خود لباس سیاه بر تن کنند و مجلس ختم بگیرند. تکرارهای دردآور امام خامنه ای روحی له الفداه در موضوعات مختلف و کاهلی تشکل های دانشجویی، موجب شرمساری ما دانشجویان شده است.

 

اما اکنون در یکی از این موضوعات، با گذشت حدود 10 سال از طرح ضرورت برگزاری کرسی های آزاداندیشی در دانشگاه ها و نظریه پردازی توسط رهبرحکیممان، عمل نکردن یا حداقل عملکرد ضعیف، سطحی و نمایشی توسط تشکل های دانشجویی موجب شد تا دوباره حضرت ایشان تذکر خود را با کنایه ای جدی تکرار کنند تا شاید کمی به خود بیاییم. چرا که آمارهای کمی و تعداد کرسی های برگزار شده هدف نیست، بلکه کیفیت و نتیجه و خروجی کرسی های آزاداندیشی مقصود است، که در این امر ضعف جدی وجود دارد که موجب گلایه و کنایه دردمندانه حضرت ایشان شد.

 

ایشان سه روز پیش در دیدار با نخبگان علمی فرمودند: "فکر کنید، بگوئید، بنویسید، در مجامعِ خودتان منعکس کنید؛ آن کرسى‌هاى  آزاداندیشى را که من صد بار - با کم و زیادش - تأکید کردم، راه بیندازید واینها را هى آنجا بگوئید؛ این میشود یک فضا. وقتى یک فضاى گفتمانى به وجودآمد، همه در آن فضا فکر میکنند، همه در آن فضا جهت گیرى پیدا میکنند، همهدر آن فضا کار میکنند؛ این همان چیزى است که شما میخواهید."

 

این در حالیست که 2 سال پیش نیز ایشان با گلایه از دانشجویان مطالبه 10 ساله خود را تکرار کردند:" بنده گفتم کرسى آزادفکرى را در دانشگاه‌ها به وجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا به وجود نیاوردید؟...چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد... شما تجربه‌ى این پدر پیرتان رادر این زمینه داشته باشید. آنى که کمک میکند به پیشرفت کشور، آزادى واقعىِفکرهاست."

 

قابل تامل و تسلیت است، اگر کمی بیانات ایشان را بازخوانی کنیم و ببینیم تشکل های دانشجویی مدعی ولایتمداری از چه زمانی این مطالبه را از ره بر شنیده اما عملی نکرده اند؟ مطرح شدن صریح و بی پیرایه کرسی های آزاداندیشی بر می گردد به بهمن ماه 81 ، روزی که انجمن اهل قلم خدمت حضرت آقا رسیده بودند. همان زمان حضرت ایشان از مظلومیت آزاداندیشی گفتند:" اگربخواهیم در زمینه گسترش و توسعه واقعىِ فرهنگ و اندیشه و علم حقیقتاً کارکنیم، احتیاج داریم به این‏که از مواهب خدادادى و در درجه اوّل آزاداندیشىاستفاده کنیم. آزاداندیشى در جامعه ما یک شعار مظلوم است. تا گفته مى‏شودآزاداندیشى، عدّه‏اى فورى خیال مى‏کنند که بناست همه بنیانهاى اصیل در همشکسته شود، و آنها چون به آن بنیانها دلبسته‏اند، مى‏ترسند. عدّه‏اى دیگرهم تلقّى مى‏کنند که با آزاداندیشى باید این بنیانها شکسته شود. هر دوگروه به آزاداندیشى - که شرطِ لازم براى رشد فرهنگ و علم است - ظلممى‏کنند. ما به آزاداندیشى احتیاج داریم."

 

در همین دیدار یعنی 9سال پیش بود ایشان حتی حد و مرزها، و خطوط دقیق آزاداندیشی را ترسیم کردند. حد و مرزهایی که حتی اکنون نیز آنچنان که باید به آن توجه جدی نشده است. ایشان فرمودند:" ماادب استفاده از آزادى را هم باید یاد بگیریم و یاد بدهیم. این هم وظیفهجمهورى اسلامى است. عدّه‏اى به نام آزاداندیشى مرزهاى فضیلت و حقیقت رالگدکوب کرده‏اند و به نام آزاداندیشى و نوآورى، همه اصول مقدّس حقیقى رانادیده گرفته یا تحقیر و یا مسخره کرده‏اند. یک عدّه هم به‏صورتعکس‏العملى یا به‏خاطر مسائل دیگرى که در ذهنشان بود، به پایه‏هایىچسبیدند که باید بر روى آن پایه‏ها نوآورى مى‏شد. نبایستى به آنچه که گفتهشده، اکتفا کرد و متحجّر شد؛ یعنى تحجّر در مقابل مرز شکنى و افراط درمقابل تفریط. همچنان که بعضى در محیط سیاسى، فاصله بین هرج و مرج ودیکتاتورى را اصلاً قبول ندارند و معتقدند که در جامعه یا باید هرج و مرجباشد یا دیکتاتورى! کأنّهُ از این دو خارج نیست. در عرصه فرهنگى همهمین‏طور: یا باید هرج و مرج و کفرگویى و اهانت به همه مقدّسات و ارزشهاىمسلّم و مستدل شود و یا باید ذهنها بسته شود و تاکسى حرف تازه‏اى زد،فوراً همه او را هو کنند و علیه او جنجال نمایند! کأنّهُ هیچ حدّ وسطى بیناین دو وجود ندارد. ما باید آن حدّ وسط، همان "امر بین الامرین" و تعادلرا پیدا کنیم. البته این هم از راه گفتگوى محترمانه، عاقلانه، منصفانه وبا استدلال، عملى است. این کار هم باید در حوزه و در زمینه مسائل حوزه، درزمینه فقه، فلسفه، کلام و دیگر علوم رایج حوزه انجام گیرد و هم دردانشگاه."

 

به دنبال این بیانات بود که جمعی از دانش‌آموختگان و پژوهشگران حوزه‌ی علمیه که در میان آنها نام حسن رحیم پور ازغدی،صادق لاریجانی، جواد محدثی، حمید پارسانیا و محمدتقی سبحانی نیز به چشم می خورد، دست به قلم شدند و نامه ای خطاب به مولایشان نوشتند و لبیک خود را فریاد زدند:" سخنان مکرر حضرتعالى وبه‌‌ویژه بیانات ارزشمند شما در دیدار اعضای محترم انجمن قلم در تشویق بهنهضت علمی و آزاداندیشی، یک فراخوان تاریخی است که اگر به درستی از سوینخبگان و متصدیان فرهنگ کشور، درک و تعقیب گردد، نقطه‌ی عطفی در حیاتانقلاب بوده و اگر بی‌پاسخ بماند، علامت سؤال و تعجب بر رفتار همگان است."

 

نویسندگان نامه با اشاره به سخنان امامشان آورده بودند:" حوزه ودانشگاه برای رشد، به فضائی دور از افراط و تفریط نیازمندند که در آن، ازسوءظن و بدبینی و ضیق صدر و از کفرگوئی و بی‌ادبی و حریم‌شکنی، خبرینباشد؛ فضائی باز و اسلامی که در آن نه به محض شنیدن فکر تازه، به یکدیگرتهمت و افترا بزنیم و نه تحت عنوان "نواندیشی"، مرزهای حقیقت و فضیلت رابرچینیم و ترک اصول کنیم. در این فضاست که تفاوت "اصول‌گرائی" با "تحجر" وتفاوت "نواندیشی" با "بدعت‌گذاری" روشن خواهد شد. جامعه‌ی دینی به "آزادی" بدون هرج و مرج و به "ارزش‌باوری" بدون قشری‌گری، نیاز مبرم دارد و برایمبارزه با افراط و تفریط، بهترین و شاید تنها راه حل، همانا تعریض و تضمینمسیر "تعادل" است."

 

با فاصله 3 روز از انتشار این نامه که در آن خواستار راهنمایی از ره بر خود شده بودند، علمدار حکیم انقلاب اسلامی پاسخی مشروح، دقیق و عمیق برخواسته از حکمت الهی را منتشر کردند، تا مانیفستی شود برای هر حرکت آزاداندیشانه. حضرت آقا در نامه خود که نشان از اهمیت موضوع داشت، آورده بودند:" باهمه‌ی مضمون نامه‌ی شما موافقم و از شما و همفکرانتان در حوزه و دانشگاهمى‌خواهم که این ایده‌ها را تا لحظه‌ی عملى‌شدن و ثمر دادن، هرچنددرازمدت، تعقیب کنید؛ نه مأیوس و نه شتابزده اما باید این راه را که راهشکوفائى و خلاقیت است به هر قیمت پیمود. این انقلاب باید بماند و برنامه‌یتاریخى و جهانى خویش را به بار نشاند و همین که این عزم و بیدارى وخودآگاهى در نسل دوم حوزه و دانشگاه نیز بیدار شده است، همین که این نسلاز افراط و تفریط، رنج مى‌برد و راه ترقى و تکامل را نه در "جمود و تحجر" و نه در "خودباختگى و تقلید"، بلکه در نشاط اجتهادى و تولید فکر علمى ودینى مى‌داند و مى‌خواهد که شجاعت نظریه‌پردازى و مناظره در ضمن وفادارىبه اصول و اخلاق و منطق در حوزه و دانشگاه، بیدار شود و اراده کرده است کهسؤالات و شبهات را بى‌پاسخ نگذارد، خود، فی‌نفسه یک پیروزى و دستاورد استو باید آن را گرامى داشت؛ و آنگاه که نخبگان ما نقطه‌ی تعادل میان "هرج ومرج" و "دیکتاتورى" را شناسایى و تثبیت کنند، دوران جدید آغاز شده است."

 

حضرت ایشان همان زمان با اشاره دقیق به آسیب ها و نگرش های غلط به آزاد اندیشی، با طرد جدی جمود و هرزه گویی، راه سوم و روشنی را نشان دادند:" من عمیقاً متأسفم که برخى میان مرداب "سکوت و جمود" با گرداب "هرزه‌گوئى و کفرگوئى"، طریق سومىنمى‌شناسند و گمان مى‌کنند که براى پرهیز از هریک از این دو، باید به دامدیگرى افتاد. حال آن‌که انقلاب اسلامى آمد تا هم "فرهنگ خفقان و سرجنبانیدن و جمود" و هم "فرهنگ آزادى بى‌مهار و خودخواهانه‌ی غربى" را نقدو اصلاح کند و فضائى بسازد که در آن، "آزادى بیان"، مقید به "منطق و اخلاقو حقوق معنوى و مادى دیگران" و نه به هیچ‌چیز دیگرى، تبدیل به فرهنگاجتماعى و حکومتى گردد و حریت و تعادل و عقلانیت و انصاف، سکه‌ی رائج شودتا همه‌ی اندیشه‌ها در همه‌ی حوزه‌ها فعال و برانگیخته گردند و "زاد و ولدفرهنگى" که به تعبیر روایات پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت ایشان (علیهم‌السّلام)، محصول "تضارب آراء و عقول" است، عادت ثانوى نخبگان واندیشه‌وران گردد."

 

ایشان با صراحت تولید علم، تمدن سازی حتی جامعه پردازی را بدون آزاد اندیشی ناممکن دانسته و تصریح کردند:" چنانچه در نامه خود توجهکرده‌اید، براى بیدار کردن عقل جمعى، چاره‌اى جز مشاوره و مناظره نیست وبدون فضاى انتقادى سالم و بدون آزادى بیان و گفتگوى آزاد با "حمایت حکومتاسلامى" و "هدایت علماء و صاحب‌نظران"، تولید علم و اندیشه‌ی دینى و درنتیجه، تمدن‌سازى و جامعه‌پردازى، ناممکن یا بسیار مشکل خواهد بود. براىعلاج بیمارى‌ها و هتاکى‌ها و مهار هرج و مرج فرهنگى نیز بهترین راه، همیناست که آزادى بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایتو نهادینه شود."

 

رَه بر انقلاب در همین پاسخ خود از مسئولین مربوطه خواستند تا در هرچه بهتر و سریع تر برگزار شدن کرسی های آزاد اندیشی اهتمام بورزند، اما تنها شاهد حرکات پراکنده و نه چندان رضایت بخش بودیم. این ها در حالی گذشت که حضرت آقا روحی له الفداه در انتهای همان نامه ذکر کرده بودند که :"امیدوارم که مراحلاجراء این ایده، دچار فرسایش ادارى نشده و تا پیش از بیست و پنجمین سالگردانقلاب، نخستین ثمرات مهم آن آشکار شده باشد."

 

اما با بی توجهی و شاید اقدامات نمایشی و فرورفتن در ورطه بروکراسی اداری این مطالبه جدی ولی امر بر زمین ماند، و شد آنچه که ایشان بعد از مناظره های انتخاباتی ضمن مثبت دانستن اصل مناظره فرمودند:" اگر این جورمناظره‏ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتى درهنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجارى پیدا نمیکند؛ همه‏ى حرفها در طولزمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسناتاین مناظرات بود که خیلى خوب بود." در واقع التهاب های ناشی از مناظره های انتخاباتی از زمین ماندن مطالبه سال ها قبل رهبرانقلاب یعنی برگزاری کرسی های آزاداندیشی نشات می گرفت.

 

امروز نیز با توجه به تاکیدات مجدد امام خامنه ای مبنی بر ضرورت راه اندازی کرسی های آزاداندیشی نه بصورت نمایشی و تصنعی، بلکه حرکتی فراگیر و عمیق در سراسر دانشگاه ها، می بایست تشکل های دانشجویی که فریاد ولایتمداری آنها گوش فلک را کَر کرده است، کمی به خود بیایند، و با خود انتقادی حرکات سطحی و نه چندان فراگیرخود، آزاداندیشی را نیز مانند عدالتخواهی تبدیل به گفتمان عمومی کشور بکنند. چرا که امروز دوای بسیاری از دردهای لاعلاج فرهنگی و سیاسی که برای درمان آن متوسل به هر مسکٌنی می شویم، چیزی جز "برگزاری کرسی های آزاداندیشی" نیست.

ارسال نظر
:نام
: اي ميل
: سایت
: نظر شما
: کد امنیتی