خبرگزاري «النخيل» براي نخستين بار طي گزارشي، جزئيات سفر محرمانه «شيخ خالد بن احمد آل خليفه» وزير امورخارجه بحرين به واشنگتن و حضور در لابي آيپك مقر صهيونيستهاي افراطي در آمريكا را فاش كرد.
خبرگزاري «النخيل» براي نخستين بار طي گزارشي، جزئيات سفر محرمانه «شيخ خالد بن احمد آل خليفه» وزير امورخارجه بحرين به واشنگتن و حضور در لابي آيپك مقر صهيونيستهاي افراطي در آمريكا را فاش كرد.
اكنون ترديدي براي افكار عمومي در خصوص ارتباط آل خليفه با صهيونيستها باقي نمانده است. اين كشور مسلمان در حالي ادعاي يك كشور اسلامي را دارد كه تاكنون مصداقهاي فراواني را مي توان در اثبات رابطه خاندان پاپدشاهي بحرين با حاكمان رژيم جعلي و غاصب صهيونيستي عنوان نمود. افزون بر حضور وزير امور خارجه در نشست لابي آيپك، سفير اين كشور در آمريكا، با وجود برخورداري از تركيب جمعيتي 99 درصد مسلمان - كه از اين رقم، شيعيان 80 درصد آن را تشكيل داده اند - يك يهودي طرفدار صهيونيستهاست كه براي يك كشور اسلامي با غالب جمعيتي شيعه، توجيه پذير نيست. وجود روابط ويژه ميان حاكم بحرين با «شيمون پرز» رئيس رژيم صهيونيستي و همچنين وجود روابط اقتصادي ميان رژيم صهيونيستي و دولت بحرين، سبب ورود شركتهاي صهيونيستي در اين كشور با نامهاي جعلي گرديد كه اين روابط اقتصادي از ديد چشمان تيزبين مردم بحرين مخفي نمانده است. پادشاه بحرين از مقامهاي كشورش خواسته است از به كار بردن الفاظي مانند «رژيم صهيونيستي» و «دشمن» در سخنان رسمي درباره اسرائيل، اجتناب كنند.
از افشا شدن اين رابطه مي توان نتايج زير را استنتاج نمود:
حوادث بحرين و نوع برخورد حاكميت اين كشور با معترضاني كه از طريق راهپيمايي مسالمت آميز خواستار حقوق از دست رفته خويش بودند، بيانگر اين حقيقت است كه اين گونه رفتار وحشيانه در يك كشور اسلامي با وجود برخورد خشونت آميز با معترضان، از وجاهت قانوني، اخلاقي و انساني نمي تواند برخوردار باشد، بلكه اين نوع حركات ننگين، مختص رژيمهايي است كه مباني انساني و اجتماعي حقوق افراد را زير پا گذاشته و با تمسك به جعليات و اوهام، بستر سركوب مردم را فراهم مي كنند.
بيشترين ضرر از بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه، متوجه رژيم صهيونيستي است؛ لذا دولتمردان تل آويو تلاش مي كنند براي سركوب قيامها، مشاوره و آموزشهاي امنيتي و نظامي براي سركوب مخالفان به رژيمهاي همسو بدهند. براي اثبات اين ادعا، مي توان به سفر سيف الاسلام قذافي به تل آويو اشاره نمود. از سوي ديگر، شباهتهاي فراواني بين آنچه در سرزمينهاي اشغالي در برخورد با مسلمانان بي دفاع مي گذرد، با رفتار حكومت منامه، مي توان احصا نمود.
تخريب مساجد و حسينيه ها و همچنين تخريب ميدان لولو به عنوان نماد ضديت با حاكميت، بيانگر شباهت برخورد اسرائيل غاصب با مردم مظلوم فلسطين است و اين آموزه اي از رهنمودهاي صهيونيستها به آل خليفه است كه بايد نمادهاي بيداري اسلامي را از بين ببرند تا از اين رهگذر بتوانند از گسترش موج اعتراضها جلوگيري كنند، ولي حضور رو به افزايش مردم در خيابانها و نهراسيدن از اقدامهاي ضد انساني در بحرين، مطالبات حداقلي را به سقوط پادشاه بحرين، تبديل نموده است.
رسانه اي شدن موضوع مذكور، از روابط ديگر كشورهاي منطقه نيز با رژيم جعلي پرده برمي دارد كه تاكنون با لطايف الحيل تلاش مي كردند ارتباطهايشان با مقامهاي صهيونيست را انكار و ساخته و پرداخته ذهن مخالفان داخلي و خارجي عنوان كنند. اكنون لشكركشي عربستان و امارات نشان مي دهد آنها در اقدامي پيشدستانه، آموزشهاي امنيتي افسران تل آويو را در خارج مرزها توسط نظاميان خويش براي سركوب مردمشان تمرين مي كنند. به عبارت ديگر، اذعان به اين واقعيت كه صحنه رويارويي در منامه مرزبندي دو جبهه اراده مستقل ملتها و اراده زمامداران وابسته به صهيونيسم بين الملل مي باشد اغراق نبوده، بلكه تعبير منطقي از رخدادهاي ميداني بحرين است.
اطلاع مردم، نه تنها در اين كشور بلكه در ديگر كشورها كه خيزشهاي اسلامي را تجربه مي كنند، اين نويد را مي دهد كه در وابستگي حاكمان به صهيونيستها ترديد نكنند، لذا براي دستيابي به اهدافشان تا سقوط كامل زمامداران وابسته به جبهه امپرياليسم و صهيونيسم از پاي ننشينند كه مقاومت سرسختانه مردم بحرين، يمن، ليبي و ديگر كشورهاي عربي با وجود تشديد برخوردهاي ضد انساني حاكمان ادامه دارد و خروج بخشي از سرمايه شيخ حمد، عقب نشيني حاكم يمن و جمع آوري اسناد از سوي آمريكاييها در كشورهاي اسلامي، بر تزلزل حكومتهاي وابسته مهر تأييد مي زند.
آنچه مسلم است، غرب بازنده اصلي بيداري اسلامي در حوادث كنوني است، به نحوي كه با سقوط ديكتاتورها پايگاه هاي آمريكا يكي پس از ديگري در اختيار جبهه مخالفان بلوك غرب قرار گرفته و موازنه قوا در قالب و ساختار جديد، بدون انگاره هاي آمريكايي تبيين مي گردد. تلاشهاي غرب و وليده نامشروع آن يعني رژيم صهيونيستي، نتوانست خاورميانه بزرگ و خاورميانه جديد را بر اساس طراحي و سناريوي اتاقهاي فكر واشنگتن عملياتي نمايند، لذا پس از ناكامي آنها، خاورميانه اسلامي در حال شكل گيري است. روند اعتراضها و وعده كناره گيري علي عبدا... صالح در يمن به عنوان رفتني شدن سومين ديكتاتور، اين مفهوم جديد را با مختصات اسلامي و مردمي در جغرافياي گذشته اين منطقه، نويد مي دهد.
بنابراين، آل خليفه و آل سعود بدانند شرايط كنوني بيداري ملتها يادآور قيامهاي دهه 50 است كه بساط استثمارگران انگليس و فرانسه را برچيد، اگرچه دهه ياد شده آغاز تولد بحرين بود. رژيم بحرين فراموش نكند كه اقدامهايي نظير اخراج معلمان، كارگران، تخريب مساجد و سوزاندن قرآن، حمله به عزاداران در دهه فاطميه، قتل پزشكان و پرستاران، شكنجه بازداشت شدگان تا سر حد مرگ، محروميت ورزشكاران و.... هيچ كدام نمي تواند مردم معترض را به خانه هايشان بازگرداند. با افشاي روابط گسترده با صهيونيستها، قطعاً عزم مردم مصمم تر شده و تا سقوط اين دين ستيزان، از پاي نخواهند نشست.